رو کم کني
از اونجا که من آدم منطقی هستم یه اصلاحیه میدم که آقا من مهندسی قبول نشدم و شیمی کاربردی قبول شدم.مگه پیشوند مهندسی چیه که بهش گیر
دادين.افتخار ميکنم که شيمي دانشگاه پيام نور قبول شدم و من اين رشته رو به دليل علاقه انتخاب کردم کاري ندارم که ديگران چي ميگن..
- موش کاتاليزگر
پلاستيك در سال 1850 ودر شبی كشف شد كه يك گربه موشي را روي ميزهاي آزمايشگاه دنبال مي كرد. به خانه يك شيميدان آلماني آدولف اشپيتلر موش زده بود بنابراين او گربه اش را به خانه آورد. گربه به يك شيشه فرم آلدئيد –ماده بدست آمده از زغال سنگ-برخورد كرد. كمي از اين فرمالدئيد را روي پنير متصل به تله موش پاشيد. فرداي آن روز اشپيتلر كه ريخت وپاش را تميز مي كرد در يافت كه پنير مانند سنگ سخت شده است. او كه كنجكاو شده بود،فرم آلدئيد را با شيرمخلوط كرد. نتيجه اين كار،كازئين بود يعني نخستين پلاستيك جهان.
|
سئوال تیزهوشان ( ) |
|
|
کدام عنصر باسه عنصر فلوئور و اکسیژن و نیتروژن پیوند هیدروژنی تشکیل می دهد ؟
الف - هیدروژن
ب - کربن
پ - کلر
ت - گوگرد |
|
|
آب سخت ( ) |
|
|
معلم شیمی از دانش آموزسال اولی پرسید : نگارجون بگو ببینم آب سخت چیه ؟
نگار با خونسردی جواب داد : خانم اجازه خب معلومه به یخ آب سخت میگن ! |
|
|
|
آب وخواص شیمیایی ضرب المثل هایش ! ( ) |
|
|
|
1- آب از سرچشمه گل آلود است: هرگاه سوسپانسيون آب گل آلود در سرچشمه رودخانه تهيه شود به طوري که تا آن پايين دست ها همچنان سوسپانسيون باقي بماند و گل و لا ي فرصت ته نشين شدن و جدا شدن از آب را نداشته باشد اين ضرب المثل را بکار مي برند. 2- آب در دلش تکان نمي خورد: کنايه از يخ است که مولکول هاي آب در شبکه آن در جاهاي ثابتي قرار دارند و امکان انجام حرکت انتقالي براي آنها وجود ندارد . 3- آبي از او گرم نمي شود: مقصود واکنش گرما دهي است که در گرماسنج بمبي انجام مي شود و گرماي توليد شده واکنش آنقدر اندک است که توان گرم کردن آب درون گرماسنج را هم ندارد. 4- آب نمي بيند اما شناگر ماهري است: منظور فلزهاي قليايي است که زير نفت نگهداري مي شوند و آنچنان فعاليت شيميايي بالا يي دارند که وقتي وارد آب مي شوند با سرعت زيادي بر سطح آب مي چرخند و به شدت با آن واکنش مي دهند. 5- آب به آب شدن: انتقال يون هيدروژن از يک مولکول آب به مولکول آب ديگر و تشکيل يون هيدرونيوم و يون هيدروکسيد که براساس نظريه برونست - لوري يک واکنش اسيد - باز محسوب مي شود. 6- آبشان از يک جوي نمي رود: لا بد حجم آب آنها روي هم آنقدر زياد است که در يک جوي جا نمي گيرد والا دليلي ندارد آبشان از يک جوي نرود. 7- آب که از سر رفت چه يک وجب چه صد وجب: اين ضرب المثل شاید مربوط به آن زماني است که انسان هنوز نمي دانست هرچه جسم در عمق بيشتري از مايع باشد فشار بيشتري را تحمل خواهد کرد والا کيست که نداند فشار ناشي از يک وجب آب صد برابر فشار صدوجب آب مي باشد. 8- آب پاکي روي دست کسي ريختن: اضافه کردن آب خالص روي آزمايشي که در حال انجام شدن است يا استفاده از آب مقطر براي تهيه محلولي باغلظت معين. 9- آبي از دستش نمي چکد: يا دستش خشک است يا آب در دستش يخ زده است يا ظرف آبش سوراخ نيست والا اين ادعا به شدت تکذيب مي شود. 10- آب در هاون کوبيدن: روشي براي شکستن مولکول هاي آب و جدا کردن اتم هاي هيدروژن و اکسيژن از يکديگر. در آن دوراني که هنوز اديسون برق را کشف نکرده بود و بشر هنوز نمي توانست از روش برقکافت براي تجزيه آب استفاده کند از اين روش استفاده مي شد. 11- آب زير کاه: اين ديگر از آن حرفهاست که بايد قاه قاه به آن خنديد اگر چگالي آب از کاه بيشتر است پس آب به جز قرار گرفتن زير کاه چاره اي ديگر ندارد بالا ي کاه که نمي شود قرار بگيرد. کسي که اين را گفته يا چگالي را نمي شناخته يا از مقايسه چگالي آب و کاه عاجز بوده است. 12- آب زير پوستش رفته: کنايه از نمک هاي آب پوشيده است که داراي چند مولکول آب تبلور در ساختار خود مي باشند و تا زماني که گرما به سراغشان نيايد اين آب را زير پوستشان نگه مي دارند. 13- آب شدن و در زمين فرو رفتن: اين ضرب المثل علا وه بر شيمي کمي تا قسمتي زمين شناسي را هم در بر مي گيرد و منظورش بيشتر ذوب شدن برف ها و يخچال ها و فرو رفتن در اعماق زمين و تشکيل سفره هاي آب زيرزميني مي باشد. 14- آب و تاب دادن: اضافه کردن آب خالص به محلول داخل بالون پيمانه اي و سپس تکان دادن و تاب دادن محلول به منظور همگن سازي آن را بيان مي کند. 15- آب از آسياب افتادن: در رفتن برخي مولکول هاي آب از واکنش تجزيه آب به وسيله عمل برقکافت يا غلتيدن و سرسره بازي مولکول هاي آب در آسياب هاي قديمي را نيز مي گويند. 16- آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم: همان عنوان فصل اول کتاب شيمي سال اول دبيرستان يعني «آب مايعي کمياب در عين فراواني» است که با گذشت زمان به صورت اين ضرب المثل درآمده است. در اينجا کره زمين به کوزه اي تشبيه شده است که آب دارد اما ساکنانش تشنه آب مناسب و قابل آشاميدن هستند. 17- آب که يک جا بماند مي گندد: هرگاه آب براي مدتي نسبتا زياد در جايي ثابت باقي بماند بر اثر رشد جلبک ها رنگ و بو و مزه آن تغيير مي کند و براي جلوگيري از گنديدن آب اضافه کردن کات کبود توصيه مي شود. 18- آب که سربالا مي رود قورباغه ابوعطا مي خواند: راستش را بخواهيد هرچه گشتيم نتوانستيم براي اين يکي خاصيت شيميايي پيدا کنيم اما اگر کسي بخواهد دستگاه ابوعطا را با اجراي قورباغه بشنود شرطش اين است که آب را وادار کند سربالا يي برود تا با آهنگ آن قورباغه شروع به خواندن کند عجب شرطي براي خواندن گذاشته اين قورباغه! لا بد مي دانسته نيروي جاذبه زمين اجازه نمي دهد آب سربالا يي برود که اين شرط را گذاشته است. حکايت مي کنند که ماهي از قورباغه خواسته يک دهن برايش بخواند و قورباغه هم براي اينکه از شر او خلا ص شود و او را دنبال نخود سياه بفرستد اين شرط را برايش گذاشته است والا قورباغه کجاو اجرا در دستگاه ابوعطا کجا؟ 19- آب در گوش کسي کردن: گفتن ويژگي هاي شيميايي و فيزيکي آب بيخ گوش کسي که حوصله شنيدن آنها را داشته باشد يا وارد کردن آب در بالون با لوله جانبي منتهي بايستي از طريق همان لوله جانبي باشد تا آب در گوش کردن محسوب بشود. 20- آب خوش از گلويش پايين نمي رود: کنايه از قيف شيشه اي است که هنگام انجام عمل صاف کردن آب به راحتي از آن پايين نمي آيد و شايد هم منظور قطره چکان باشد که آب قطره قطره و به سختي از آن خارج مي شود. 21- آب از آب تکان نمي خورد: خب نبايد هم بخورد مگر پيوند هيدروژني اجازه مي دهد مولکول آب از مولکول ديگر جدا شود و براي مدتي هرچند کوتاه گشت و گذاري در اطراف و اکنافش داشته باشد. 22- آب به غربال پيمودن: شايد مربوط به زماني است که از وسايل درجه بندي شده آزمايشگاهي امروزي نظير استوانه مدرج و بشر و اينجور چيزها خبري نبوده است يا لا بد کسي از قيف بوخنر براي برداشتن آب استفاده کرده است و شايد هم کسي خواسته غربالش را امتحان کند تا از سالم بودنش مطمئن شود. 23- آب چيزي را کشيدن: خارج کردن آب تبلور نمک آب پوشيده با گرم کردن آن يا خشک کردن رسوب به وسيله قيف بوخنر و ارلن تخليه را گويند. 24- آب را گل آلود کردن و ماهي گرفتن: تهيه سوسپانسيون آب گل آلود به منظور کاهش ديد ماهي و راحت به دام انداختن آن. 25- آب توي چيزي کردن: رقيق کردن محلول هاي غليظ با اضافه کردن آب مقطر و کاهش غلظت آن يا به حجم رساندن محلول درون بالن پيمانه اي. | |
|
آلومینیم اکسید یا آلو ! ( ) |
|
|
دانشجوی رشته شیمی از استادش که درباره آلومینیم بحث می کرد پرسید : استاد ببخشیدفکرکنم آلومینیم علاوه AL2O3 اکسید دیگه ای هم داره که فرمول شیمیایی این اکسید ALO است استاد کمی مکث کرد بعد گفت : نه جانم اشتباه نکن این که تو میگی فرمول شیمیایی آلو است
|
|
اولین عنصر ( ) |
|
|
دانشجوی رشته شیمی از استادش پرسید : استاد ببخشید اولین عنصری که توسط بشر کشف شد چی بود ؟
استاد گفت : معلوم نیست شاید هم بنده نمی دونم
دانشجویی دیگر بلافاصله گفت :استاد من می دونم اولین عنصر طلا بوده که توسط حضرت آدم کشف شده
استاد با تعجب پرسید : تو کتاب تاریخ علم نوشته ؟
دانشجو با خونسردی گفت :نخیر خودم فهمیدم چون اگه طلا نبود حضرت آدم هرگز نمی تونست با حوا ازدواج کنه !!! |