فیتو شیمی

فیتو شیمی شیمی گیاهی را اصطلاحا فیتو شیمی می‌گویند. در این شاخه از شیمی به بررسی خواص شیمیایی و دارویی گیاهان مختلف می‌پردازند.در واقع شاخه‏ای از علم شیمی است که به مطالعه ترکیبات شیمیایی گیاهان مانند متابولیت‌های ثانویه گیاهی می‏پردازد.به بیانی دیگر می‏توان گفت که این علم با شیمی گیاهان دارویی طی سالیان بسیار زیاد ارتباط داشته‌است و ترکیبات گیاهی نقش بسزایی در صنعت داروسازی داشته‏اند. از روش‏های معمول در علم می‏توان به استخراج و جداسازی ، تغلیظ ، آنالیز و روش‏های كروماتوگرافی و الكتروفورز که باعث شناخت فرمو‏ل‏های دقیق ساختاری و مسیرهای بیوسنتزی می‏شود. شواهد فیتوشیمیایی از انواع شواهد و صفات مورد استفاده در طبقه بندی‌های فیلوژنتیكی هستند، به شکلی كه در گونه‌های دارای نزدیکی و خویشاوندی با یكدیگر، تركیبات مشابهی یافت می‌شود اما همیشه نیز این گونه نیست.

پيوند پنج گانه به بازار آمد:

پيوند پنج گانه به بازار آمد:

 

شيميدان هاي  ucdarisبراي اولين بار توانستند يک ترکيب پايدار حاوي پيوند

پنج گانه ما بين دو اتم فلز را بسازند آن ها با فعاليت هايي که بر روي فلز کروم انجام دادند توانستند به اطلاعات بيشتري راجع به طبيعت پيوندهاي اتمي پي ببرند.

طبق گفته هاي نويسنده و پروفوسور شيمي فيليپ پاور در موئسسه much of chemistry که يکي از شاخه هاي شيمي مي باشدبه فهم چگونگي تشکيل و شکسته شدن پيوند هاي يگانه-دوگانه يا سه گانه شناخته شده مي باشد پيوند هاي چندگانه به طور کلي در ساختارهاي کربني اهمييت پيدا مي کننداما فقط تعداد کمي از فلزات ظرفيت تشکيل پيوند هاي بيشتر از سه گانه را دارا هستند.

بلورهاي تيره رنگ قرمز اين ترکيب جديد توسط پيتر نيکوئن دانش آموز آزمايشگاه پاور ساخته شده است. در دماي اتاق پايدار بوده در داخل آب تجزيه مي گردد و در هواي آزاد اتش زا مي باشد.

اوربیتال زندگی

شیمی سبز: پیشگیری از آلودگی در سطح مولکولی

 

شیمی نقشی بنیادی در پیشرفت تمدن آدمی داشته و جایگاه آن در اقتصاد، سیاست و زندگی‌روزمره روز به روز پر رنگ‌تر شده است. با این همه، شیمی طی روند پیشرفت خود، که همواره با سود رساندن به آدمی همراه بوده، آسیب‌های چشم‌گیری نیز به سلامت آدمی و محیط زیست وارد کرده است. شیمیدان‌ها طی سال‌ها کوشش و پژوهش، مواد خامی را از طبیعت برداشت کرده‌اند، که با سلامت آدمی و شرایط محیط زیست سازگاری بسیار دارند، و آن‌ها را به موادی دگرگونه کرده‌اند که سلامت آدمی و محیط زیست را به چالش کشیده‌اند. هم‌چنین، این مواد به‌سادگی به چرخه‌ی طبیعی مواد باز نمی‌گردند و سال‌های زیادی به صورت زباله‌های بسیار آسیب‌رسان و همیشگی در طبیعت می‌ماند.

 

بارها از آسیب‌های مواد شیمیایی به بدن آدمی و محیط زیست شنیده و خوانده‌ایم. اما، چاره‌ی کار چیست؟ آیا دوری و پرهیز از بهره‌گیری از مواد شیمیایی می‌تواند به ما کمک کند؟ تا چه اندازه‌ای می‌توانیم از آن‌ها دوری کنیم؟ کدام‌ها را می‌توانیم به کار نبریم؟ کدام‌یک از فرآورده‌های شیمیایی را می‌توان یافت که با آسیب به سلامت آدمی یا محیط زیست همراه نباشد؟ داروهایی که سلامتی ما به آن‌ها بستگی زیادی دارد، خود با آسیب‌هایی به بدن ما همراه‌اند. آیا می‌توانیم آن‌ها را به کار نبریم؟ آیا می‌توان آب تصفیه شده با مواد شیمیایی را ننوشیم؟ پیرامون ما را انبوهی از مواد شیمیایی گوناگون فراگرفته‌اند که در زهرآگین بودن و آسیب‌رسان بودن بیش‌تر آن‌ها شکی نداریم و از بسیاری از آن‌ها نیز نمی‌توانیم دوری کنیم.


بی‌گمان هر اندازه که بتوانیم از به کارگیری مواد شیمیایی در زندگی خود پرهیز کنیم یا از رها شدن این گونه مواد در طبیعت جلوگیری کنیم، به سلامت خود و محیط زیست کمک کرده‌ایم. اما به نظر می‌رسد در کنار این راهکارهای پیش‌گیرانه، که تا کنون کارآمدی چشمگیری از خود نشان نداده‌اند، باید به راه‌های کارآمدتری نیز بیاندیشیم که دگرگونی در شیوه‌ی ساختن مواد شیمایی در راستای کاهش آسیب‌های آن‌ها به آدمی و محیط زیست، یکی از این راه‌هاست. امروزه، از این رویکرد نوین با عنوان شیمی سبز یاد می‌شود که عبارت است از: طراحی فرآورده‌ها و فرآیندهای شیمیایی که به‌کارگیری و تولید مواد آسیب‌رسان به سلامت آدمی و محیط زیست را کاهش می‌دهند یا از بین می برند.

آنتراکت

رو کم کني
از اونجا که من آدم منطقی هستم یه اصلاحیه میدم که آقا من مهندسی قبول نشدم و شیمی کاربردی قبول شدم.مگه پیشوند مهندسی چیه که بهش گیر

دادين.افتخار ميکنم که شيمي دانشگاه پيام نور قبول شدم و من اين رشته رو به دليل علاقه انتخاب کردم کاري ندارم که ديگران چي ميگن..

- موش کاتاليزگر
پلاستيك در سال 1850 ودر شبی كشف شد كه يك گربه موشي را روي ميزهاي آزمايشگاه دنبال مي كرد. به خانه يك شيميدان آلماني آدولف اشپيتلر موش زده بود بنابراين او گربه اش را به خانه آورد. گربه به يك شيشه فرم آلدئيد –ماده بدست آمده از زغال سنگ-برخورد كرد. كمي از اين فرمالدئيد را روي پنير متصل به تله موش پاشيد. فرداي آن روز اشپيتلر كه ريخت وپاش را تميز مي كرد در يافت كه پنير مانند سنگ سخت شده است. او كه كنجكاو شده بود،فرم آلدئيد را با شيرمخلوط كرد. نتيجه اين كار،كازئين بود يعني نخستين پلاستيك جهان.

 

سئوال تیزهوشان ( )

کدام عنصر باسه عنصر فلوئور و اکسیژن و نیتروژن پیوند هیدروژنی تشکیل می دهد ؟

الف - هیدروژن

ب - کربن

پ - کلر

ت - گوگرد

آب سخت ( )

 

معلم شیمی از دانش آموزسال اولی پرسید : نگارجون بگو ببینم آب سخت چیه ؟

نگار با خونسردی جواب داد : خانم اجازه خب معلومه به یخ آب سخت میگن !

 

آب وخواص شیمیایی ضرب المثل هایش ! ( )

1- آب از سرچشمه گل آلود است: هرگاه سوسپانسيون آب گل آلود در سرچشمه رودخانه تهيه شود به طوري که تا آن پايين دست ها همچنان سوسپانسيون باقي بماند و گل  و لا ي فرصت ته نشين شدن و جدا شدن از آب را نداشته باشد اين ضرب المثل را بکار مي برند.
2- آب در دلش تکان نمي خورد: کنايه از يخ است که مولکول هاي آب در شبکه آن در جاهاي ثابتي قرار دارند و امکان انجام حرکت انتقالي براي آنها وجود ندارد .
3- آبي از او گرم نمي شود: مقصود واکنش گرما دهي است که در گرماسنج بمبي انجام مي شود و گرماي توليد شده واکنش آنقدر اندک است که توان گرم کردن آب درون گرماسنج را هم ندارد.
4- آب نمي بيند اما شناگر ماهري است: منظور فلزهاي قليايي است که زير نفت نگهداري مي شوند و آنچنان فعاليت شيميايي بالا يي دارند که وقتي وارد آب مي شوند با سرعت زيادي بر سطح آب مي چرخند و به شدت با آن واکنش مي دهند.
5- آب به آب شدن: انتقال يون هيدروژن از يک مولکول آب به مولکول آب ديگر و تشکيل يون هيدرونيوم و يون هيدروکسيد که براساس نظريه برونست - لوري يک واکنش اسيد - باز محسوب مي شود.
6- آبشان از يک جوي نمي رود: لا بد حجم آب آنها روي هم آنقدر زياد است که در يک جوي جا نمي گيرد والا  دليلي ندارد آبشان از يک جوي نرود.
7- آب که از سر رفت چه يک وجب چه صد وجب: اين ضرب المثل شاید مربوط به آن زماني است که انسان هنوز نمي دانست هرچه جسم در عمق بيشتري از مايع باشد فشار بيشتري را تحمل خواهد کرد والا  کيست که نداند فشار ناشي از يک وجب آب صد برابر فشار صدوجب آب مي باشد.
8- آب پاکي روي دست کسي ريختن: اضافه کردن آب خالص روي آزمايشي که در حال انجام شدن است  يا استفاده از آب مقطر براي تهيه محلولي باغلظت معين.
9- آبي از دستش نمي چکد: يا دستش خشک است يا آب در دستش يخ زده است يا ظرف آبش سوراخ نيست والا  اين ادعا به شدت تکذيب مي شود.
10- آب در هاون کوبيدن: روشي براي شکستن مولکول هاي آب و جدا کردن اتم هاي هيدروژن و اکسيژن از يکديگر. در آن دوراني که هنوز اديسون برق را کشف نکرده بود و بشر هنوز نمي توانست از روش برقکافت  براي تجزيه آب استفاده کند از اين روش استفاده مي شد.
11- آب زير کاه: اين ديگر از آن حرفهاست که بايد قاه قاه به آن خنديد اگر چگالي آب از کاه بيشتر است پس آب به جز قرار گرفتن زير کاه چاره اي ديگر ندارد بالا ي کاه که نمي شود قرار بگيرد. کسي که اين را گفته يا چگالي را نمي شناخته يا از مقايسه چگالي آب و کاه عاجز بوده است.
12- آب زير پوستش رفته: کنايه از نمک هاي آب پوشيده است که داراي چند مولکول آب تبلور در ساختار خود مي باشند و تا زماني که گرما به سراغشان نيايد اين آب را زير پوستشان نگه مي دارند.
13- آب شدن و در زمين فرو رفتن: اين ضرب المثل علا وه بر شيمي کمي تا قسمتي زمين شناسي را هم در بر مي گيرد و منظورش بيشتر ذوب شدن برف ها و يخچال ها و فرو رفتن در اعماق زمين و تشکيل سفره هاي آب زيرزميني مي باشد.
14- آب و تاب دادن: اضافه کردن آب خالص به محلول داخل بالون پيمانه اي و سپس تکان دادن و تاب دادن محلول به منظور همگن سازي آن را بيان مي کند.
15- آب از آسياب افتادن: در رفتن برخي مولکول هاي آب از واکنش تجزيه آب به وسيله عمل برقکافت يا غلتيدن  و سرسره بازي مولکول هاي آب در آسياب هاي قديمي را نيز مي گويند.
16- آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم: همان عنوان فصل اول کتاب شيمي سال اول دبيرستان يعني «آب مايعي کمياب در عين فراواني» است که با گذشت زمان به صورت اين ضرب المثل درآمده است. در اينجا کره زمين به کوزه اي تشبيه شده است که آب دارد اما ساکنانش تشنه آب مناسب و قابل آشاميدن هستند.
17- آب که يک جا بماند مي گندد: هرگاه آب براي مدتي نسبتا زياد در جايي ثابت باقي بماند بر اثر رشد جلبک ها رنگ و بو و مزه آن تغيير مي کند و براي جلوگيري از گنديدن آب اضافه کردن کات کبود توصيه مي شود.
18- آب که سربالا  مي رود قورباغه ابوعطا مي خواند: راستش را بخواهيد هرچه گشتيم نتوانستيم براي اين يکي خاصيت شيميايي پيدا کنيم اما اگر کسي بخواهد دستگاه ابوعطا را با اجراي قورباغه بشنود شرطش اين است که آب را وادار کند سربالا يي برود تا با آهنگ آن قورباغه  شروع به خواندن کند عجب شرطي براي خواندن گذاشته اين قورباغه! لا بد مي دانسته نيروي جاذبه زمين اجازه نمي دهد آب سربالا يي برود که اين شرط را گذاشته  است. حکايت مي کنند که ماهي از قورباغه خواسته يک دهن برايش بخواند و قورباغه هم براي اينکه از شر او خلا ص شود و او را دنبال نخود سياه بفرستد اين شرط را برايش گذاشته است والا  قورباغه کجاو اجرا در دستگاه ابوعطا کجا؟
19- آب در گوش کسي کردن: گفتن ويژگي هاي شيميايي و فيزيکي آب بيخ گوش کسي که حوصله شنيدن آنها را داشته باشد  يا وارد کردن آب در بالون با لوله جانبي منتهي بايستي از طريق همان لوله جانبي باشد تا آب در گوش کردن محسوب بشود.
20- آب خوش از گلويش پايين نمي رود: کنايه از قيف شيشه اي است که هنگام انجام عمل صاف کردن آب به راحتي از آن پايين نمي آيد و شايد هم منظور قطره چکان باشد که آب قطره قطره و به سختي از آن خارج مي شود.
21- آب از آب تکان نمي خورد: خب نبايد هم بخورد مگر پيوند هيدروژني اجازه مي دهد مولکول آب از مولکول ديگر جدا شود و براي مدتي هرچند کوتاه گشت و گذاري در اطراف و اکنافش داشته  باشد.
22- آب به غربال پيمودن: شايد مربوط به زماني است که از وسايل درجه بندي شده آزمايشگاهي امروزي نظير استوانه مدرج و بشر و اينجور چيزها خبري نبوده است يا لا بد کسي از قيف بوخنر براي برداشتن آب استفاده کرده است و شايد هم کسي خواسته غربالش را امتحان کند تا از سالم بودنش مطمئن شود.
23- آب چيزي را کشيدن: خارج کردن آب تبلور نمک آب پوشيده با گرم کردن آن يا خشک کردن رسوب به وسيله قيف بوخنر و ارلن تخليه را گويند.
24- آب را گل آلود کردن و ماهي گرفتن: تهيه سوسپانسيون آب گل آلود به منظور کاهش ديد ماهي و راحت به دام انداختن آن.
25- آب توي چيزي کردن: رقيق کردن محلول هاي غليظ با اضافه کردن آب مقطر و کاهش غلظت آن يا به حجم رساندن محلول درون بالن پيمانه اي.



آلومینیم اکسید یا آلو ! ( )

دانشجوی رشته شیمی از استادش که درباره آلومینیم بحث می کرد پرسید : استاد ببخشیدفکرکنم آلومینیم علاوه AL2O3  اکسید دیگه ای هم داره که فرمول شیمیایی این اکسید ALO است استاد کمی مکث کرد بعد گفت : نه جانم اشتباه نکن این که تو میگی فرمول شیمیایی آلو  است

 

اولین عنصر ( )

دانشجوی رشته شیمی از استادش پرسید : استاد ببخشید اولین عنصری که توسط بشر کشف شد چی بود ؟

استاد گفت : معلوم نیست شاید هم بنده نمی دونم

دانشجویی دیگر بلافاصله گفت :استاد من می دونم اولین عنصر طلا بوده که توسط حضرت آدم  کشف شده

استاد با تعجب پرسید :  تو کتاب تاریخ علم نوشته ؟

دانشجو با خونسردی گفت :نخیر خودم فهمیدم چون اگه طلا نبود حضرت آدم هرگز نمی تونست با حوا ازدواج کنه !!!

 

آشکارساز تناسبی چیست؟

آشکارساز تناسبی نوعی آشکارساز گازی با دو الکترود ، یکی استوانه و یکی سیمی‌ در راستای محور استوانه است. وقتی آشکارساز در ناحیه‌ای (ازلحاظ ولتاژ بین الکترودها) کار کند که در آن شماره یونهای ایجاد شده ، متناسب با انرژی اشعه باشد.در این صورت آشکارساز تناسبی نام دارد.

 

ولتاژ اعمال شده در این آشکارساز بیشتر از ولتاژ اعمال شده در اتاقک یونیزاسیون می‌‌باشد که ولتاژ اعمال شده بین دو الکترود به اندازه‌ای بزرگ است که الکترون یونش یافته یک اتم انرژی کافی درحرکت به سوی الکترود آند بدست می‌‌آورد و انرژی الکترون به اندازه‌ای است که موجب یونش اتمهایی در مسیر خود می‌شود.


مشخصات و طرز کار آشکارساز تناسبی
آشکارساز تناسبی از یک الکترود سیلندری و یک رشته سیم مرکزی که معمولا از تنگستن می‌باشد، ساخته می‌شوند. به دلیل وضع هندسی دستگاه میدان الکتریکی در فاصله x از سیم برابر است با (E=V/xLn(b/a که درآن V ولتاژ وصل شده بین الکترودها و a و b به ترتیب شعاعهای سیم و الکترود خارجی می‌‌باشند. میدان الکتریکی در نزدیک رشته سیم خیلی بزرگتر است و با فاصله از سیم نسبت عکس دارد. بنابراین بیشترین تکثیر در نزدیکی سیم مرکزی انجام می‌‌پذیرد. حدود نصف از زوجهای یون در فاصله‌ای برابر با متوسط طول آزاد و ۹۹% زوجهای یون در هفت برابر متوسط طول آزاد از الکترود مرکزی تشکیل می‌گردند. زمان جمع آوری الکترون‌ها خیلی کوچک است. به هرحال چون الکترون‌ها خیلی نزدیک به الکترود مرکزی ایجاد می‌‌‌شوند، v? مربوط به جمع آوری الکترون در الکترود مرکزی خیلی کوچک می‌باشد.
بنابراین سهم بیشتر سقوط پتانسیل مربوط به یونهای مثبت است. وجود این که یونهای مثبت کندتر از الکترون‌ها هستند، پس از عبور مسافت کمی‌ از سیم مرکزی بیشترین سقوط پتانسیل را درفاصله زمانی کوتاه بوجود می‌‌آورند. درنتیجه ، پالس مربوط به رسیدن یک زوج یون ابتدا خیلی سریع و سپس به کندی صعود می‌نماید. گاهی اوقات وقتی محل تشکیل هر یک از یونها نسبت به الکترود مرکزی متفاوت باشد، زمان تشکیل پالس‌ها نامشخص خواهدبود. در چنین حالتی زمان لازم برای الکترون‌های مختلف در رسیدن به ناحیه تکثیر یکسان نخواهد بود. تقویت کننده‌های مرحله اول یونها را جمع آوری می‌کنند تا این نامعلومی‌ را کاهش دهند.


زمان تفکیک
در آشکارساز تناسبی ، یونیزاسیون محدود به ناحیه اطراف مسیر اشعه می‌باشد. فرض کنیم که تابش ۱ در زمان t۱ وارد شمارنده می‌شود و تابش مشابه ۲ در یک ناحیه دیگر در زمان t۲ وارد آشکارساز می‌شود. در الکترود جمع کننده سقوط پتانسیل خواهیم داشت. اگر تقویت کننده دستگاه آشکارساز بتواند این تغیییر ولتاژ را به عنوان دو علامت الکتریکی تشخیص دهد و اگر این کمترین زمان جدایی باشد که این تشخیص امکانپذیر می‌گردد، در این صورت t۲-t۱ زمان تفکیک (Resolving time) برای آشکارساز تناسبی است. بنابراین زمان تفکیک (T) تابع سیستم الکتریکی است.
اگر زمان تفکیک صفر باشد، تغییر تعداد شمارش برحسب تغییر تعداد تابش باید یک خط مستقیم باشد. به هرحال اگر زمان تفکیک بینهایت باشد، این منحنی در سیستم مختصات y-x به محور x متمایل شده و بالاخره آن را قطع خواهد نمود. یعنی وقتی تعداد تابشهایی که وارد آشکارساز می‌‌شوند افزایش یابد، تعداد شمارش ثبت شده ابتدا افزایش می‌یابد و بعد از رسیدن به یک ماکزیمم به طرف صفر میل می‌کند. در این میزان شمارش صفر ، ولتاژ الکترود جمع کننده ثابت می‌‌ماند. زیرا که میزان جمع آوری یونها برابر میزان نشت یونها خواهد بود.


آشکارساز تناسبی حساس نسبت به محل ورود اشعه
یکی از تفاوتهای اساسی بین آشکارساز تناسبی و آشکارساز گایگر مولر این است که در آشکارساز تناسبی ، یونیزاسیون محدود به ناحیه کوچکی در اطراف مسیر ذره تابشی است. در صورتی که در آشکارساز گایگر یونیزاسیون در تمام حجم آشکارساز انجام می‌شود. بنابراین در آشکارسازهای تناسبی ، امکان این که اطلاعاتی در مورد محل اشعه تابشی بدست آوریم، وجود دارد. در این نوع از آشکارسازها ، آند از یک سیم با مقاومت زیاد (معمولا رشته کوارتز با پوششی از کربن) تشکیل می‌شود. فرض کنیم ذره تابشی در وضعیت x یونهایی در مجاورت آند ایجاد می‌‌نماید. این یونها بوسیله آند جمع آوری شده و باعث جاری شدن جریان در دو جهت در طول آند خواهد شد. مقدار جریانی که از هر جهت جاری می‌شود تابع مقاومت در مسیر می‌باشد. به دلیل تفاوت جریان در دو انتهای آند پالس‌های ایجاد شده در دو انتهای آند در ارتفاع و زمان صعود متفاوت خواهند بود. تفاوت در زمان صعود ، به دلیل تفاوت در ثابت زمانی ، معمولا برای بدست آوردن اطلاعات درباره محل اشعه بکار می‌رود.


شمارش نوترون با آشکارساز تناسبی
علاوه بر اینکه می‌توان از آشکارساز تناسبی برای آشکارسازی ذرات آلفا و بتا استفاده نمود. این آشکارساز می‌تواند در آشکارسازی نوترونها نیز مورد استفاده قرار گیرند. یک آشکارساز واقعی نوترون معمولا گاز BF خالص و یا مخلوطی از BF۳ و یکی از گازهای استاندارد آشکارسازهای گازی ، می‌باشد. وقتی که نوترون حرارتی بوسیله هسته جذب می‌شود، دو ذره یونیزه کننده قوی یکی ذره آلفا و دیگری هسته لیتیم که در جهت مخالف حرکت ذره آلفا حرکت می‌‌کند، رها می‌شوند. پالسهای ایجاد شده بوسیله محصولات واکنش هسته‌ای در مقایسه با پالس‌های بوجود آمده بسیله تابشهای نظیر اشعه گاما ، دارای ارتفاع نسبتا بزرگ است.


رابطه ارتفاع پالس با نوع ذره
نکته‌ای که وجود دارد رابطه ارتفاع پالس و نوع ذره است. ارتفاع پالس‌های ایجاد شده با ذرات یونیزه کننده سنگین مانند ذرات آلفا ، ممکن است بطور قابل ملاحظه‌ای از پالس‌های بوجود آمده بوسیله الکترون‌های با انرژی برابر ، متفاوت باشد. این اختلاف تابع نوع اشعه است که معمولا برای آشکارسازهای گازی ، کوچک می‌‌باشد. در مورد آشکارسازهای تناسبی و یونیزاسیون و آشکارساز نیم رسانا این حالت وجود دارد

 

 

چرا آب آبی دیده می شود؟

 

طول موج مرئی در گستره ی ۴۰۰nm (بنفش)تا ۷۵۰nm (قرمز)قرار دارد و طیف های UV به منطقه پایین تر از ۴۰۰nm مربوط می شوند.مجموع طول موج های مرئی که نور سفید را تشکیل می دهند از هفت نور قرمز نارنجی  زرد  سبز  ابی  نیلی و بنفش تشکیل شده است.

بیشتر ترکیب ها طول موج هایی از نور مرئی را جذب می کنند در نتیجه مکمل را از خود عبور می دهند و رنگی که به چشم ما می رسد مکمل نور جذب شده است.مجموع نور جذب شده و مکمل مربوط به ان همواره نور سفید است.به طور مثال اگر ترکیبی نور زرد را جذب کند ما ان را به رنگ بنفش خواهیم دید.به دلیل این که اب طول موج های انتهایی بخش قرمز نور مرئی را جذب می کند ابی به نظر می اید .رنگ مکمل قرمز(رنگ ابی ) وقتی دیده می شود که نور مرئی تا عمق چند متری نفوذ کرده باشد همچنین این رنگ را می توان در برف و یخ هم دید وقتی که به حفره های عمیق در برف تازه نگاه کنیم رنگ ابی پر رنگ قابل مشاهده است در ابشار های منجمد و یخچال های طبیعی نیز رنگ های ابی تا ابی مایل به سبز اب را می توان دید.

رنگ ها در اثر پراکندگی نور پس از نفوذ ان تا عمق زیادی در ابشار ها و یخچال ها مشاهده می شوند. رنگ ذاتی اب به جذب گزینشی در قسمت قرمز نور مرئی مربوط است. فوتون های جذب شده از نور سبب جنبش مولکول های اب به حالت های ارتعاشی به طور کامل بر انگیخته می شود که در نتیجه ان

هسته ی اتم های سازنده ی مولکول به حرکت در می ایند تا جایی که ما می دانیم رنگ ابی تنها موردی در طبیعت است  که از جهش های ارتعاشی ناشی می شود.رنگ مواد دیگر در اثر بر هم کنش نور مرئی با الکترون های موجود در ان ماده است این رنگها می توانند به علت بر هم کنش رزونانسی

بین فوتون ها و ماده مثل جذب نشر و بازتابش گزینش ها یا از فرایندهای غیر رزونانسی مثل پراکندگی تداخل پرش یا شکست باشد. اما در هر مورد این فوتون ها هستند که به طور عمده بیشتر با الکترون ها بر هم کنش دارند.

چرا وقتی کسی به حجمی از اب نگاه می کند این رنگ ابی را نمی بیند؟

بورن در کتاب خود با عنوان "ابر در یک لیوان اب جو"به این پرسش پاسخ داده است . او این نکته را یاد اوری می کند که دادن هر گونه پاسخ ساده به این پرسش ممکن است برای مخاطب گمراه کننده باشد.دو عامل بازتابش نور اسمان و جذب ذاتی اب در رنگ مشاهده شده موثرند. نور باید به وسیله ی ذرات معلق ساده پراکنده شود تا این که نور ابی حاصل از جذب اب بتواند به سطح برسد و مشاهده شود.این نوع پراکندگی همچنین می تواند طیف فوتون های خروجی را به سوی رنگ سبز سوق می دهد.این رنگ بیشتر وقتی که اب مملو از ذرات معلق است مشاهده می شود. افزون بر این بورن نشان داد که سهم نسبی نور اسمان بازتابیده و نور پراکنده شده به هنگام بازگشت و از اعماق اب به شدت به زاویه دید ناظر بستگی دارد.

 

عنصرها از نگاهي ديگر

1- فلوئور با اراده ترين عنصر است او حتي آرگون تنبل را نيز به انجام واکنش وادار مي کند.

2- فلوئور در دوستي سنگ تمام مي گذارد اگر با عنصري دست رفاقت بدهدهيچ چيز نمي تواند او را از رفيقش جدا کند.او با همه علاقه اي که به حفظ الکترون هايش دارد هنگامي که کمبود 

بور را نسبت به الکترود مي بيند او را در الکترون هاي خود سهيم مي کند.

3- هر چه اتم ها بزرگتر مي شوند از داراي خود (يعني الکترون ها) راحترمي گذرند بر خلاف انسان ها که هر چه مسن تر مي شوند به آن چه دارد وابستگي بيشتري پيدا مي کنند و

بخشش کمتري از خود نشان مي دهند .

4- آب با همه ي لطا فت و نرمي  که دارد  سر سخت ترين مواد به  شمار مي رود  اگر دستش به بلور برسد شبکه ي آن را چنان درهم مي شکند که با وجود همه ي آن نيروي جاذبه ي قوي که ميان يون ها وجود دارد هريک به سويي مي گريزند وبه محا صره ملکول هاي آب در مي آيند کاري که از هيچ پتک يا چکشي بر نمي آيد.

5- هميشه نبايد براي رسيدن به کمال،چيزي را بدست آورد گاه گذشتن از چيزهايي که داريم،راه کمال را پيش روي ما مي گشايد درست مانند سديم که تا از آخرين الکترون لايه ي ظرفيتش نگذرد به آرايش الکتروني کامل دست نميابد.

6- هر چه اندازه ملکول در هيدروکربن ها بيشتر مي شود بهتر و قوي تر يکديگر را جذب مي کنند و به هم نزديک تر ميشوند اما چرا برخي از انسانها هر چه بزرگتر مي شوند بيشتر از هم فاصله مي گيرند؟

7-چه صبري دارد اين آب! دير جوش مياورد و زير فشار ديرتر از کوره در ميرود.

8- اکسيژن رفيق نابابي است. هم نشيني با او سرانجامي جز خاکستر و دود شدن در هوا ندارد.

9-بيچاره منيزيم وقتي به اکسيژن مي رسد چشمانش چه برقي ميزند بي آنکه بداند اکسيژن چه خوابي برايش ديده است با شوق به استقال دشمن جانش مي رود.

10- هنگامي که مواد وارد جمع مي شوند اصالت خود را حفظ مي کنند بر خلاف برخي از آدمها که با ورود به هر محيط تازه به رنگ جمع در مي آيند.

آزمایشهای شیمیایی ...

حتي يک شيمي دان دو آتشه هم در غار بي کار نمي ماند. او با نگاه کردن به اشکال غار به ياد نکات مهمي درباره حلاليت، رسوب سازي و رشد کريستالها مي افتد. حتي شايد بخواهد در خانه مدلي از رسوبات غارها درست کند. شما هم با استفاده از دستور العمل هاي زير مي توانيد همين کار را بکنيد. ولي اگر از خودتان مي پرسيد چرا و چطور اين اتفاقها مي افتد بايد تا قسمت بعدي ماجراي غارها صبر کنيد!

مواد لازم: دو فنجان آب گرم، يک بشقاب، يک قاشق، يک ظرف کات کبود و چند قطعه ذغال چوب قالبي و در صورت تمايل رنگ خوراکي

روش کار: نصف فنجان کات کبود در بشقاب ريخته و با دو فنجان آب گرم مخلوط کنيد و به مدت 3 دقيقه هم بزنيد. 2 يا 3 تکه ذغال درون بشقاب بيندازيد. بشقاب را در محلي بگذايد که بتوانيد ببينيد اما لازم نباشد که تا 5 روز تکانش بدهيد. پس از مدتي بلورهاي کات کبود روي ذغال شکل مي گيرند. مي توانيد دو سه قطره رنگ خوراکي به محلول اضافه کنيد تا بلورهايي با رنگهاي ترکيبي داشته باشيد.



رشته هاي کربناتي
مواد لازم
: آب، زاج سفيد، يک ليوان شيشه اي و نخ و در صورت تمايل کات کبود، نمک طعام و شکر

روش کار: آّب را گرم کنيد. سپس زاج سفيد را به آن اضافه کنيد و اين کار را آنقدر ادامه دهيد تا ديگر چيزي از زاج در آب حل نشود. محلول را در گوشه اي بگذاريد تا سرد شود. با سرد شدن بلورهايي در آن به وجود مي آيد. بزرگترين بلور تشکيل شده را برداريد. دوباره به محلول زاج سفيد اضافه کنيد تا جاي بلوري را که برداشته ايد، پر کند. به اين کار درست کردن " محلول اشباع يا سير " مي گويند. محلول را حرارت بدهيد تا همه زاجها حل شوند؛ بعد آن را سرد کنيد. محلول سرد شده را در يک ليوان شيشه اي باريک بريزيد. نخي به دور بزرگترين بلورتان ببنديد و آن را در محلول آويزان کنيد. هم نخ و هم بلور بايد درون محلول قرار بگيرند. 3 روز به اين مجموعه دست نزنيد. در اين مدت بلورها اندک اندک تشکيل مي شوند. اين آزمايش را با کات کبود نمک طعام و شکر هم تکرار کنيد. آيا شکل بلورها با هم تفاوت دارد؟

 

سوختن یخ:

آیا امکان دارد یخ بسوزد. آزمایش می کنیم ببینیم می شود یا نه عجله نکنید.

مواد مورد نیاز:

300 سی سی الکل اتیلیک
12 گرم استات کلسیم که باید در 40 سی سی آب حل شود.
صفحه نسوز
دو تا بشر به حجم 40 سی سی
یک عدد کارد

یک بشر را برداشته و در آن استات کلسیم می ریزید و در بشر دیگر الکل اتیلیک را ریخته. حالا این دو ماده را با همدیگر ترکیب کرده و یک ماده جدید حاصل می شود که حالت کلوییدی دارد و این همان الکل جامد می باشد. و حالا می دانیم که الکل قابل احتراق می باشد. پس آتش بزنیدش.

 

شعله سرد:

بعضی وقت ها در فیلم ها یا در یک نمایش شعبده بازی دیده اید که یک نفر دست خود را روی آتش می گیرد و نمی سوزد. اما مگر امکان دارد. بله این امکان هست و قصد دارم برای شما توضیح دهم.

موادی که برای این کار لازم دارید:

60 سی سی سولفید کربن
40 سی سی تتراکلرید کربن

ابتدا این دو ماده را باهمدیگر مخلوط کرده و در کف دست خود بریزید و سپس شعله آتش را به کف دست خود نزدیک کرده تا آتش بگیرد. ولی دست شما نمی سوزد زیرا آتش سرد می باشد ولی کمی احساس سوزش دارید. زمانی که شما این دو ماده را با همدیگر مخلوط می کنید ماده حاصل شده دارای نقطه ذوب بسیار پایین می باشد.

چند نکته آزمایشگاهی:

یک دو قطره از این مخلوط را در کف دست خود بریزید.
زمانی که قصد انجام آزمایش را دارید در همان لحظه این دو ماده را با همدیگر مخلوط کنید.
این آزمایش را در یک اتاق تاریک انجام دهید.

 

خلاصه رویدادهای نانو در ایران

فناوری نانو

فناوری نانو به شیوه ای شگفت آور زندگی ما را تغییر داده است. دانش نانو در صنعت امروز و در زندگی هر یک از ما ضروری به نظر میرسد. فناوری نانو یکی از شاخه های علوم جدید است که به افزایش سطح کیفیت و امنیت زندگی مردم توجه زیادی دارد و میتوان ارزش افزود و اقتصاد زیادی از طریق آن با کمک نیروی انسانی متخصص ایجاد نمود.

 

 

 

سال 1379: تشکیل کمیته مطالعات سایت نانو تکنولوژی

سال 1380: تاسیس اولین تشکل دانشجویی نانو و چاپ اولین کتاب فارسی نانو فناوری

سال 1382: تشکیل ستاد ویژه توسعه ی فناوری نانو

سال 1383: تصویب برنامه ده ساله ی توسعه فناوری نانو و تاسیس اولین شرکت نانو فناوری ایران

سال 1384: تشکیل شبکه ی شرکتهای فناوری نانو

سال 1385: تولید اولین محصول تجاری بر مبنای نانو فناوری در ایران

سال 1387: صعود ایران در رتبه ی انتشار مقالات علمی در زمینه ی نانو

سال 1388ک عضویت در هیات رئیسه کمیته ی بین المللی استاندارد سازی فناوری نانو- گشایش شبکه ی اکو نانو- تولید نیمه صنعتی نانو ساختارهای اکسید فلزی و ....

واژه نامه فارسی نانو شامل 4500 لغت از طریق سایت www.nano.ir در دسترس علاقه مندان میباشد.

 

 

 

نانو به کمک دیابتی ها آمد

 

دانشمندان ایتالیایی موفق به تولید نانوروبشگر اپتیکی برای شناسایی سریع شکر در غذا با قابلیت کنترل قند در غذای افراد دیابتی شدند.

به گزارش سرویس فن‌آوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، دانشمندان ایتالیایی با استفاده از قدرت آنتی‌اکسیدانی غذا برای تولید نانوذرات طلا از محلولی با طلای سه ظرفیت جهت توسعه یک حسگر قند تغییر رنگ دهنده مبتنی بر غشاهای نانوالیافی نایلون بهره برده‌اند.

این غشاءها با استفاده از الکتروریسندگی تولید شده و با یون‌های طلای سه ظرفیتی اشباع شده‌اند.

این حقیقت که انرژی موجود در غذا می‌تواند موجب احیا شدن یون‌های طلا به نانوذرات طلا شود، قبلا به اثبات رسیده است.

اخیرا از این یافته‌ها برای احیای شکر نیز استفاده شده است.

دانشمندان دانشگاه میلان مشاهده کرده‌اند که در محیط قلیایی (هیدروکسید سدیم 1/0 مولار)، آلدوز و کتوز می‌توانند به عنوان ترکیب احیا کننده عمل کنند.

این محققان سطح غشاهای نانوالیافی الکتروریسیده را با یون‌های طلای سه ظرفیتی اشباع کردند.

الکتروریسندگی امکان تولید سریع و کم هزینه غشاهای محکم و ارزان را فراهم می‌کند. الیاف در هم پیچیده حاصل دارای مساحت بالایی بوده و قابلیت تثبیت مقادیر بالایی از محلول طلای سه ظرفیتی را دارند.

رشد نانوذرات باعث می‌شود غشای شفاف در عرض یک دقیقه به رنگ بنفش درآید. نقطه حاصل نشان‌دهنده حضور قند احیا کننده است.

این گروه تحقیقاتی بر این باورند که چنین نانوروبشگر اپتیکی می‌تواند نقش مهمی در کنترل قند (به‌عنوان مثال در نوشیدنی‌ها و غذاهای دیابتی) ایفا کند.

نتایج این کار تحقیقاتی در مجله Nanotechnology منتشر شده است.

 

فهرست برندگان جایزهٔ نوبل در رشتهٔ شیمی(خیراندیش)


جایزه نوبل شیمی
یکی از جایزه‌های نوبل است و هرسال از سوی آکادمی سلطنتی علوم سوئد اعطا می‌شود.

 فهرست برندگان جایزهٔ نوبل در رشتهٔ شیمی

 ۱۹۰۱-۱۹۷۳

ادامه نوشته

بیش تر بدانید)گرد آورنده:شفيعي(

- ايا ميدانستيد كه در حالت عادی تنها دو عنصر به حالت مايع داريم يكی جيوه معروف وديگری برم.

- رنگ چشم بستگي به مقدار ماده اي بنام ملانين دارد. ملانين رنگدانه ي قهوه اي تيره ايست كه در عنبيه افراد وجود دارد.چشم ابي نشانه ي ميزان كم ملانين است در حاليكه چشم قهوه اي حاوي مقدار زيادي از اين ماده است.

- تشكيل پوسته تخم مرغ نمونه بسيار جالبي از يك واكنش رسوبي در طبيعت است جرم ميانگين پوسته يك تخم مرغ حدود 5 گرم كه 40 درصد ان را كلسيم تشكيل مي دهد بيشتر كلسيم پوسته يك تخم مرغ در يك دوره 16 ساعتي ,يعني با سرعتي در حدود 125 ميلي گرم در ساعت رسوب مي كند.هيچ مرغي نمي تواند براي پاسخ گويي به اين نياز با چنين سرعتي كلسيم مصرف كند. در واقع مرغ بايد براي هر نوبت تخم گذاري,حدود 10 درصد از كل كلسيم موجود در استخوان هايش را مصرف كند.

- بدن ما شامل عناصر و مواد مرکب گوناگون است ، مثلا" بدن يک نوجواني که چهل و پنج کيلوگرم وزن دارد سي کيلوگرم آن را آب تشکيل ميدهد کمي آهن دارد که برای ساختن يک ميخ بزرگ کافيست يک قاشق چايخوری قند دارد . چند قاشق غذا خوری چربي دارد چند فنجان کلسيم دارد و کمي گوگرد و فسفر دارد ، که برای سوختن يک قوطي کبريت کافيست و پتاسيم آن برای ساختن باروت يک فشنگ کوچک کفايت ميکند

تولید پلاستیک از پوست پرتغال(گرد آورنده:شفيعي)

دانشمندان امریکایی توانسته اند بوسیله پوست پرتغال و دی اکسید کربن یک نوع پلاستیک جدید بسازند.این دانشمندان آمريکايی توانسته اند به وسيله پوست پرتغال و دی اکسيد کربن، يک نوع پلاستيک جديد بسازند. اين شيوه در آينده ممکن است جايگزين استفاده از نفت به عنوان ماده اصلی برای توليد مواد پلاستيکی شود.

پژوهشگران دانشگاه کورنل با ترکيب دی اکسيد کربن که عمده ترين گاز گلخانه ای است و يک نوع روغن موجود در پوست پرتغال يک پليمر تازه ساخته اند.
پلاستيک ها يک نوع پليمر هستند که از ملکول های بلند زنجيره ای با پايه کربنی تشکيل شده است.
ليمونين يک نوع ترکيب کربنی است که 95 درصد روغن موجود در پوست پرتغال را تشکيل می دهد و از آن برای خوشبو کردن مواد پاک کننده استفاده می شود.
جفری کوتس، استاد شيمی در دانشگاه کورنل در ايتاکا در ايالت نيويورک آمريکا و همکارانش از يکی از مشتقات اين روغن به نام اکسيد ليمونين به عنوان يکی از مصالح توليد پليمر استفاده کردند.
محققان از يک ملکول کمکی يا کاتاليزور استفاده کردند تا اکسيد ليمونين وادار کنند طی فعل و انفعالی شيميايی با دی اکسيد کربن، پليمر تازه ای به نام کربنات پلی ليمونين تشکيل دهد.
منبع قابل تجديد
اين پليمر دارای بسياری از خصوصيات پلی استيرين است که در بسياری از محصولات پلاستيکی يک بار مصرف استفاده می شود.
پروفسور کوتس گفت: تقريبا تمامی پلاستيک های موجود، از پلی استيرين در لباس گرفته تا پلاستيک هايی که برای بسته بندی مواد غذايی و محصولات الکترونيکی استفاده می شود، با استفاده از نفت، به عنوان يک ماده اصلی تشکيل دهنده، ساخته شده است.
اگر بتوان مصرف نفت را کنار گذاشت و در عوض از منابع فراوان، قابل تجديد و ارزان استفاده کرد، در آن صورت بايد درباره آن تحقيق کنيم.
نکته هيجان انگيز در مورد اين مطالعه اين است که ما با استفاده از منابع کاملا قابل تجديد قادريم پلاستيکی با کيفيت خيلی خوب بسازيم.
تيم آقای کوتس علاقه مند است از دی اکسيد کربن نيز به عنوان جايگزينی برای مصالح سازنده پليمرها استفاده کند.
اين گاز را می توان جدا کرده و از آن برای توليد پلاستيک هايی مانند اکسيد پلی ليمونين استفاده کرد.
دی اکسيد کربن عمده ترين گاز گلخانه ای است که در اثر سوزاندن سوخت های فسيلی و قطع درختان جنگل ها در هوا متصاعد می شود

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

*بسم الله الرحمن الرحیم*

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

آزمایش (4و5):

طیف نورسنجی جذب و نشر اتمی

آز4)

نام آزمایش: اندازه گیری سدیم به روش نمودار درجه بندی

وسایل ومواد مورد نیاز: آب مقطر، سدیم نیترات خالص ، نمونه آب شهر، دستگاهFlamephotometer ، بالن 50میلی لیتری(4عدد)، بالن 250میلی لیتری(1عدد)، پیپت،ترازوی آنالیتیک.

تئوری آزمایش:الکترونهای لایه ظرفیت اتمها باعث جذب یا نشر تابش الکترومغناطیس در گستره فوق بنفش و مرئی هستند. اتمهای آزاد، بر خلاف مولکولها دارای ترازهای انرژی ارتعاشی و چرخشی نیستند و در آنها فقط جهشهای الکترونی صورت میگیرد. به همین دلیل وقتی که انرژی توسط اتمها جذب یا نشر میشود، خطوط طیفی مجزا مشاهده میشود، که اساس روشهای طیف بینی اتمی است.  طیف بینی اتمی (نشری،جذبی یا فلوئورسانس) از این نظر که نمونه در یک سلول قرار داده شده وجذب، نشر یا فلوئورسانس آن در یک طول موج ویژه اندازه گیری و مطابق قانون بیر-لامبرت به غلظت ارتباط داده میشود، با طیف بینی مولکولی شباهت دارد. تفاوت دستگاهی بین طیف بینهای جذب اتمی و جذب مولکولی،به اختلاف بین طیف اتمی و طیف مولکولی مربوط است. مولکولها و یونهای چند اتمی دارای نوارهای جذبی پهن هستند، درحالی که اتمها دارای خطوط جذبی باریک (معمولاًبا پهنای 0.001الی0.01نانومتر) هستند. پیکهای جذبی یانشری باریک که هنگام طیف بینی جذب یانشر اتمی مشاهده میشوند، طیف خطی نامیده میشوند.طیف بینی نشر شعله ای نیز با یک تفاوت عمده، شبیه جذب اتمی است. دراین روش شعله علاوه بر تبدیل نمونه به بخاری ازاتمها سبب برانگیختگی الکترونهای موجود دراتمها به تراز انرژی بالا تر میشود. هنگام بازگشت الکترونهای تحریک شده به حالت پایه تابش الکترومغناطیسی نشر میشود. شدت تابش منتشرشده با غلظت اتمها درحالت تحریک شده ودر نتیجه با تعداد کل اتمهای موجود درون شعله متناسب است. از آنجا که تعداد اتمهای درون شعله نیز با غلظت محلول متناسب است، پس شدت تابش، مستقیماً به غلظت نمونه اصلی بستگی دارد. در روش نشر اتمی، از منبع تابش اولیه استفاده نمیشود،زیرا گرمای حاصل از شعله انرژی لازم برای نشر تابش از اتمهای مورد تجزیه را فراهم میکند.

هم روش نمودار کار (نمودار درجه بندی) وهم روش افزایش استاندارد، برای تجزیه از راه طیف بینی جذب و نشر اتمی مورد استفاده قرار میگیرند.

اجزاء یک دستگاه طیف بینی جذب اتمی عبارتنداز:منبع تابش الکترومغناطیس، شعله یا جایگاه نمونه، تکفام ساز، آشکارساز و شناساگر علامت.در طیف بینی های نشر شعله ای نیز دقیقاً همین اجزاء به جز منبع اولیه تابش وجود دارند. در جذب اتمی پرتو حاصل از منبع تابش از بین بخارات اتمی درون شعله عبور میکند، بخشی ازآن توسط اتمهای نمونه جذب و بخش دیگری عبور میکند، سپس پرتو عبور کرده توسط تکفام ساز تک رنگ شده وبه آشکار ساز برخورد میکند. در آشکار ساز به یک علامت الکتریکی تقویت پذیر تبدیل شده ونهایتاً توسط شناساگر ثبت میشود.

اتم سازها:اتم سازها در طیف بینی جذب ونشر اتمی نقش سلول و جایگاه نمونه را دارند. متداولترین اتم سازها در جذباتمی شعله ها و کوره های گرافیتی هستند. از ابتدای بکار گیری جذب اتمی تاکنون شعله ها مورد استفاده بوده اند و هنوز هم متداولترین سلولها محسوب میشوند. محلول نمونه به صورت قطره های ریز به درون شعله پاشیده میشود. به علت گرمای زیاد شعله، حلال موجود درمحلول بسرعت بخارمیشود. ذرات جامد مواد حل شده که پس از تبخیر حلال باقی می مانند، ذوب شده و به مایع تبدیل میشوند، سپس به حالت گازی درآمده ودر پایان به اتم تفکیک میشوند. قسمتی از تابش لامپ که از درون شعله میگذرد، توسط اتمهای نمونه جذب میشوند.مقدار این تابش جذب شده توسط آشکار ساز اندازه گیری میشود.

تکفام ساز و آشکارساز:اگرچه در طیف بینیهای جذب اتمی از منبع تابش خطی استفاده میشود، اما برای انتخاب دقیقتر طول موج، تکفام ساز نیز بکار برده میشود. معمولاً عرض شکاف تکفام سازها 0.2و0.5ویا1.0است. پهنای خط جذبی در بیشتر سلولها در حدود 0.004نانومتر است که بطور قابل توجهی باریکتر ازعرض شکاف تکفام ساز است. جزء پاشنده درتکفام ساز معمولاً شبکه است.

مزاحمتها: مزاحمتهای رایج در طیف نورسنجی چهار نوع هستند که عبارتنداز: شیمیایی، یونش، طیفی وزمینه ای. مزاحمتهای شیمیایی از واکنشهای اتفاق افتاده ناشی میشوند چون در شعله مقداری از عنصر مورد تجزیه مصرف میشود، لذا تعداد آن که باید تابش را جذب کند کاهش ودر نتیجه جذب کاهش می یابد. از جمله مزاحمتهای شیمیایی، تشکیل اکسیدهای دیر گداز درون شعله با حضور اکسیژن است. یک راه برای کاهش مزاحمت شیمیایی استفاده از شعله های دمای زیاد، مانند شعله نیتروزواکسید-استیلن به جای شعله هوا-استیلن است.در این شعله علاوه بر دمای زیاد کاهش غلظت اکسیژن در حذف مزاحمت شیمیایی موثراست. راه دیگر برای حذف مزاحمت شیمیایی، افزایش یک ماده رهاساز (بافرطیف بینی) به نمونه مورد تجزیه است. مزاحمت یونش زمانی اتفاق می افتد که تعداد زیادی از اتها درون شعله یونیده میشوند وباعث کاهش اتمهای جذب کننده تابش میشوند. ازآنجا که یونها در طول موج مورد عمل برای عنصر مورد تجزیه، جذب ندارند، جذب کم میشود. معمولاً یونش توسط دمای خیلی زیاد سلول (شعله) اتفاق می افتد. انرژی یونش توسط گرمای سلول تامین میشود.

مزاحمت طیفی، زمانی اتفاق می افتد که دو عنصر یا یک عنصر ویک ترکیب چند اتمی درون سلول، در طول موج مورد تجزیه، تابش جذب یا نشر میکنند. در صورتیکه ترکیب مزاحم تابش را جذب کند منجر به خطای مثبت و اگر تابش نشر کند، سبب خطای منفی میشود.

مزاحمت زمینه ای، معمولاً توسط جذب گونه های چند اتمی یا پراکندگی تابش درون سلول ایجاد میشود، وبرای حذف آن از روش افزایش استاندارد نمی توان استفاده کرد. برای حذف مزاحمت زمینه ای، ضروری است که مقدار جذب مربوط به زمینه تعیین واز جذب کل کم شود، تا جذب تصحیح شده مربوط به آنالیت بدست آید.

کاربرد و روشهای تجزیه ای:اصولاً طیف نور سنجی جذب ونشر اتمی، یک روش تجزیه کمی است، و کاربرد چندانی در تجزیه کیفی ندارد. این نوع طیف بینی در تجزیه کمی فلزات، مواد معدنی، فراورده های صنایع کانی غیر فلزی و فلزی، سرامیکها، سیمانها، موادمعدنی موجود در سیستمهای زنده مانند سرم ومواد غذایی و اجزاء مختلف گیاهان، آبهای سطحی وزیر زمینی و پسابهای صنعتی، بطور گسترده ای مورد استفاده قرار میگیرد. دو روش در تجزیه کمی رایج است که عبارتند از: روش نمودار کار (یا روش نمودار درجه بندی) و روش افزایش استاندارد. در روش نمودار کار، ابتدا محلولهای استانداردی با غلظتهای مناسب و خطی از آنالیت تهیه میشود، دقیقاً به همان روش که محلول نمونه تهیه شده است. سپس بعد از تنظیم جذب صفر توسط   محلول بلانک، جذب محلولهای استاندارد به ترتیب از رقیق به غلیظ توسط دستگاه خوانده وثبت میشود.در پایان جذب محلول مجهول نیز در همان شرایط ثبت میشود. سپس نمودار جذب به غلظت، برای محلولهای استاندارد رسم میشود و جذب مربوط به محلول مجهول روی آن  برده شده و غلظت آن تعیین میشود. دراین حالت دقت نتایج بین دو الی پنج درصد و صحّت آنها در محدوده 0.1الی2.0درصد است. روش دیگر که صحّت بیشتری دارد افزایش استاندارد است. در این روش ابتدا میزان جذب مقدار معینی از محلول مجهول را درون شعله یادداشت کرده، سپس مقدار معلوم (aمیلی لیتر) از محلول استاندارد به محلول مجهول افزوده و جذب آن اندازه گیری میشود. اگر عدد خوانده شده برای حالت اولcوبرای حالت دوم bو غلظت نمونهxباشد،مقدارxپس از تصحیح برای رقّت از رابطه زیر محاسبه میشود.در طیف نورسنجی نشری نیز میتوان از این روش بهره برد.                   

 در روش افزایش استاندارد متعدد، به حجم معینی از محلول مجهول (به غلظتx) حجمهای مختلفی از یک محلول استاندارد افزوده، سپس جذب این محلولها بر حسب غلظت رسم میشود و از طریق آن غلظت محلول مجهول بدست می آید. حساسیت در طیف نور سنجی جذبی عبارت است از مقدار ppmیک عنصر که بتواند مقدار جذبی (A) برابر با 0.0044تولید کند. حد تشخیص یک عنصر برابر مقداری از آن عنصر است، که بتواند پاسخی معادل دو برابر انحراف استاندارد زمینه در آشکار ساز ایجادکند، یا به عبارت دیگر با کمترین مقدار حساسیت برابر است. مقدار حساسیت برای عناصر مختلف در روش جذب اتمی در حدود 3×10-4الی 20ppmاست.

شرح آزمایش: مقدار 250میلی لیتر محلول 25ppmسدیم ازنیترات خالص تهیه کردیم. برای این کار مقدار 0.0231گرم سدیم نیترات خالص را حل کردیم ودربالن 250میلی لیتری با آبمقطر به حجم رساندیم.ودر چهار بالن 50میلی لیتری به ترتیب 10،20،30،40میلی لیتر از این محلول با بورت اضافه کرده وبالنها را با آب مقطر به حجم رساندیم. این محلولهابه ترتیب20,15,10,5ppmهستند.دستگاه فتومتر شعله ای یا طیف بینی نشر اتمی را روشن کرده وپس از تنظیم صفر آن با محلول بلانک (آب مقطر) وصد آن با غلیظترین محلول استاندارد (25ppm)، به ترتیب محلولهای استاندارد را از رقیق به غلیظ به آن داده و شدت نشر آنها را در جدول ثبت کردیم.

غلظت محلول،ppm

B

5

10

15

20

Cx

شدت نشر

0

5.9

11.2

15.2

19.3

13.9

نتیجه:مقدار cxباتوجه به نمودار 13.5ppmبدست آمد.

 

 

 

 

 

آز5)

نام آزمایش: اندازه گیری سدیم به روش افزایش استاندارد

وسایل ومواد مورد نیاز: آب مقطر، سدیم کلرید خالص خشک ، نمونه آب شهر، دستگاهFlamephotometer ، بالن 50میلی لیتری(6عدد)، بالن 100میلی لیتری(1عدد)، پیپت،ترازوی آنالیتیک.

شرح آزمایش: 0.025گرم سدیم کلرید بسیار خالص را توسط ترازوی آنالیتیک وزن کرده ودر بالن 100میلی لیتری با آب مقطر به حجم میرسانیم. غلظت سدیم در این محلول تقریباً 100میلی گرم بر لیتر (100ppm)است.سپس در شش بالن 50میلی لیتری که با 5,4,3,2,1,Sعلامت گذاری کرده ایم مقدار 25میلیلیتر آب شهر میریزیم.سپس با استفاده از پیپت ازمحلول استاندارد سدیم به بالنهای شماره 1الی5 به ترتیب 1الی 5 میلی لیتر منتقل کرده وهریک از بالنها را با آب مقطر به حجم رساندیم. دستگاه را روشن کردیم وطول موج تکفام ساز را روی 598nmتنظیم کردیم وبعد تنظیم صفر دستگاه توسط محلول بلانک و غلیظترین محلول، نشر محلولها را به ترتیب از رقیق به غلیظ خوانده ودر جدول ثبت کردیم.

 

 

 

شماره بالن

شدت نشر اتمی

S

14.5

1

16.1

2

16.6

3

17.8

4

19.0

5

20.3

نتیجه:غلظت سدیم در نمونه آب شهر در25میلیلیتر 9×10-4میباشد.

منابع خطا:

1.خطاهای دستگاهی که مربوط به دقت دستگاه فتومتر شعله ای میباشد.

2.خطای فرد در تهیه محلولها.

3.خطای ترازوی آنالیتیک.

4.نبودن آب مقطر خالص در آزمایشگاه(وجودNa درآب مقطر)

رفرنس:

1.کتاب آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی.

2. کتاب شیمی تجزیه دستگاهی.

 

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

*بسم الله الرحمن الرحیم*

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

آزمایش (I):رنگ سنجی

الف)

هدف آزمایش: تعیین مقدار مس در محلول سولفات مس به طریق رنگ سنجی

وسایل ومواد مورد نیاز: سولفات مس(II)خالص،اسیدسولفوریک غلیظ، آب مقطر، محلول آمونیاک2مولار، بشر، بالن 50میلی لیتری، لوله آزمایش(یازده عدد)، پیپت 5میلی لیتری،قطره چکان.

تئوری آزمایش: رده بندی روشهای تجزیه‌ای معمولا بر طبق خاصیتی است که در فرآیند اندازه ‌گیری نهایی مشاهده می‌شود. در جدول زیر فهرستی از مهمترین این خاصیتها و همچنین نام روشهایی که مبتنی بر این خاصیتها می‌باشند، دیده می‌شود. بر این نکته توجه داشته باشیم که تا حدود سال 1920 تقریبا تمام تجزیه‌ها براساس دو خاصیت جرم و حجم قرار داشتند. در نتیجه ، روشهای وزنی و حجمی به نام روشهای کلاسیک تجزیه‌ای شهرت یافته‌اند.

بقیه روشها شامل روشهای دستگاهی است. علاوه بر تاریخ توسعه این روشها ، جنبه‌های معدودی روشهای دستگاهی را از روشهای کلاسیک جدا و متمایز می‌سازند. بعضی از تکنیکهای دستگاهی حساستر از تکنیکهای کلاسیک می‌باشند. ولی بعضیها حساس‌تر نیستند. با ترکیب خاصی از عناصر یا ترکیبات ، یک روش دستگاهی ممکن است بیشتر اختصاصی باشد. در مواردی دیگر ، یک روش حجمی یا وزنی ، کمتر در معرض مزاحمت قرار دارد. مشکل است که گفته شود که کدامیک از نظر صحت ، راحتی و صرف زمان بر دیگری برتری دارد.

همچنین این مساله درست نیست که روشهای دستگاهی ، الزاما دستگاههای گرانتر یا پیچیده‌تری را بکار می‌گیرند و در حقیقت ، استفاده از یک ترازوی خودکار نوین در یک تجزیه وزنی شامل دستگاه ظریفتر و پیچیده‌تری در مقایسه با بسیاری از روشهای دیگری است که در جدول زیر ثبت شده‌اند.

روشهای تجزیه‌ای مبتنی بر اندازه ‌گیری خاصیت

خاصیت فیزیکی که اندازه گیری می‌شود.

وزنی

جرم

حجمی

حجم

طیف نورسنجی (اشعه ایکس ، ماوراء بنفش ، مرئی ، IR)؛ رنگ سنجی ؛ طیف بینی اتمی ؛ رزونانس مغناطیسی هسته و رزونانس اسپین الکترون

جذب تابش

طیف بینی نشری (اشعه ماوراء بنفش ، ایکس ، مرئی)؛ نور سنجی شعله‌ای؛ فلوئورسانس (اشعه ایکس ، فرابنفش و مرئی) ؛ روشهای رادیوشیمیایی

نشر تابش

کورسنجی ، نفلومتری ، طیف بینی رامان

پراکندن تابش

شکست سنجی و تداخل سنجی

شکست تابش

روشهای پراش اشعه ایکس و الکترون

پراش تابش

قطبش سنجی ، پاشندگی چرخش نوری و دو رنگی نمایی دورانی

چرخش تابش

پتانسیل سنجی ، پتانسیل سنجی با زمان

پتانسیل الکتریکی

رسانا سنجی

رسانایی الکتریکی

پلاروگرافی ، تیتراسیونهای آمپرسنجی

جریان الکتریکی

کولن سنجی

کمیت الکتریسیته

طیف سنجی جرمی

نسبت جرم به بار

 

روشهای رسانایی حرارتی و آنتالپی خواص گرمایی

روشهای جداسازی

در بیشتر موارد ، تجزیه یک نمونه از ماده ، قبل از اندازه گیری فیزیکی نهایی آن ، ابتدا احتیاج به یک یا چند مرحله زیر دارد:   

1.     نمونه برداری ، برای فراهم کردن نمونه‌ای که ترکیب آن ، نماینده توده ماده باشد.

2.     تهیه و انحلال مقدار معینی از نمونه

3.     جداسازی گونه مورد اندازه گیری از اجزاء سازنده‌ای که در سنجش نهایی مزاحمت ایجاد می‌کنند.

این مراحل معمولا بیشتر از خود اندازه گیری نهایی تولید مزاحمت می‌کنند و خطاهای بزرگتری را باعث می‌شوند. روشهای جداسازی به این دلیل مورد احتیاج‌اند که خواص فیزیکی و شیمیایی مناسب برای اندازه گیری غلظت معمولا بین چندین عنصر یا ترکیب مشترک است. در بررسی مواد بسیار نزدیک و مرتبط به هم ، مشکل جداسازی بیشترین اهمیت را می‌یابد و لذا نیاز به تکنیکهایی نظیر کروماتوگرافی ، تقطیر جزء به جزء ، استخراج ناهمسو و یا الکترولیز در پتانسیل کنترل شده دارد.

انتخاب روش برای یک مسئله تجزیه‌ای

جدول مذکور ، حاکی از این است که برای شیمیدانی که با یک مسئله تجزیه‌ای روبرو است، غالبا روشهای متعددی وجود دارند که وی می‌تواند یکی از آنها را انتخاب کند. مدت زمانی که او باید برای کار تجزیه صرف کند و کیفیت نتایج حاصل ، بنحوی حساس ، به این انتخاب بستگی دارد. شیمیدان برای اخذ تصمیم خود در مورد انتخاب روش ، باید پیچیدگی ماده مورد تجزیه ، غلظت گونه مورد نظر ، تعداد نمونه‌هایی که باید تجزیه شوند و دقت مورد نیاز را در نظر گیرد.
پس از این ، انتخاب وی به دانش او در مورد اصول اساسی که زیر بنای هر یک از این روشهای قابل دسترسی است و در نتیجه قدرت و محدودیت این روشها بستگی خواهد داشت.

 

دستگاهوری در تجزیه

در مفهومی بسیار وسیع ، یک دستگاه که برای تجزیه شیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، داده‌های کمی تولید نمی‌کند، بلکه در عوض بسادگی اطلاعات شیمیایی را به شکلی تبدیل می‌کند که آسانتر قابل مشاهده است. بنابراین به دستگاه می‌توان به صورت یک وسیله ارتباطی نگریست. دستگاه این هدف را در مراحل مختلف زیر انجام می‌دهد:

1.     تولید یک علامت

2.     تبدیل این علامت به علامتی با ماهیت متفاوت (تبدیل نامیده می‌شود).

3.     تقویت علامت تبدیل شده

4.     ارائه این علامت به صورت یک جابجایی بر روی یک صفحه مندرج یا صفحه یک ثبات.

لزومی ندارد که تمام این مراحل مجموعا در هر دستگاه انجام گیرد. در نتیجه‌ی ظهور این همه مدارات الکترونیکی در آزمایشگاه ، یک شیمیدان امروزی خود را با این سوال روبرو می‌بیند که چه مقدار الکترونیک باید بداند تا بتواند موثرترین استفاده را از وسایل موجود برای تجزیه ، بکند. مهم برای یک شیمیدان این است که قسمت عمده کوشش خود را به اصول شیمیایی ، اندازه گیریها و محدودیتها و قوتهای ذاتی آن معطوف دارد.

روشهای مختلفی برای اندازه گیری مس به طریق رنگ سنجی موجود است.یکی از مفیدترین آنها استفاده از آمونیاک و فروسیانید است. واکنشگری که در روش آمونیاک، برای ایجاد رنگ استفاده می شود، محلول آمونیوم هیدروکسید است، که کمپلکسهای آمونیاکی آبی رنگ بایونCu2+تشکیل میدهد. معمولاًدر اندازه گیریهای رنگ سنجی، کمپلکسی که تشکیل میشود [Cu(NH3)4]+2 و[Cu(NH3)6]+2  میباشد.

Cu+2+4NH4OH↔[Cu(NH3)4]+2+4H2O

ثابت ناپایداری کمپلکس[Cu(NH3)4]+2درحدود  5.0×10-14 است که بسیار ناچیز است.در این روش، نیکل وکبالت به دلیل اینکه با آمونیاک کمپلکسهای رنگی ایجاد میکنند، در زمره کاتیونهای مزاحم هستند.چنانچه این کاتیونها حضور داشته باشند، باید جداشوندویا به طریق شیمیایی از مزاحمت آنها جلوگیری شود. کاتیونهایی مانندFe+3,Mn+2,Al+3,Pb+2,Sn+2,Bi+3,Hg+2که با آمونیاک هیدروکسیدهای نامحلول تشکیل میدهند،نیز مزاحمت ایجاد میکنند. مقادیر زیاد این کاتیونها را میتوان با رسوب دادن توسط آمونیاک از محلول Cu+2 جدا کرد.

روش فروسیانید بر اساس واکنش پتاسیم فروسیانید K4[Fe(CN)6] باCu+2 پایه گذاری شده است:

2Cu+2+[Fe(CN)6]-4↔Cu2[Fe(CN)6]

ترکیب مس(II)فروسیانید حاصل، بسیار نامحلول است ورنگ آن قهوه ای است. در محلولهای رقیق مس، محلول کلوئیدی Cu2[Fe(CN)6] که رنگ قهوه ای متمایل به زرد تا زرد دارد تشکیل میشود، که از آن در رنگ سنجی استفاده میشود.

شرح آزمایش: مقدار 0.1964گرم سولفات مس(II) خالص را با ترازوی آنالیتیک وزن کردیم و درون یک بشر کوچک ریختیم و کمی آب مقطر به آن اضافه کردیم تا حل شد. سپس آن را درون یک بالن حجم سنجی 50 میلی لیتری ریختیم ویک میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ به آن اضافه کردیم تا محلول اسیدی شود. سپس بالن را با آب مقطر به حجم رساندیم که این اعمال جهت بدست آوردن یک محلول استاندارد مس بود که یک میلی لیتر آن دارای یک میلی گرم مس است.

سپس یازده لوله آزمایش که همگی دقیقاً یکسان بودند را برداشتیم ودرون یکی از لوله ها مقدار 20میلی لیتر آب مقطر ریختیم و روی بدنه لوله به موازات سطح آب علامت گذاشتیم. سپس توسط پیپت مدرج 5میلی لیتری حجمهایی ازمحلول استاندارد سولفات مس مطابق جدول زیر درون لوله ها ریختیم سپس به هریک ازلوله ها آب مقطر اضافه کردیم تا حجم درون لوله ها همگی 10میلی لیتر شود.

شماره آزمایش

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

حجم محلول استانداردبه ml

0.5

1.0

1.5

2.0

2.5

3.0

3.5

4.0

4.5

5.0

سپس قطره قطره  محلول آمونیاک 2 مولار به لوله هااضافه کردیم تا اسید موجود در لوله ها خنثی شود این عمل راتا زمانی ادامه دادیم که با بهم زدن محلول کدورت آن از بین نرود. سپس 5میلی لیتر آمونیاک به هریک از لوله ها اضافه کردیم و حجم همه لوله ها را به موازات خط نشانه رساندیم. و توسط چوب پنبه درب لوله ها را بستیم تا آمونیاک از آن متصاعد نشود.و برای محلول مس مجهول نیز همین مراحل را تکرارکردیم. در پایان با توجه به رنگ محلول مجهول و مقایسه آن با ده محلول دیگر مقدار مس موجود را بدست آوردیم.

نتیجه:حجم محلول مجهول 10میلی لیتر بدست آمد.

منابع خطا:

1.خطای چشم برای تشخیص رنگ در پایان آزمایش.

2.یکسان نبودن لوله های آزمایش از نظر اندازه وعدم درجه بندی.

ب)

تعیین مقدار مس در محلول سولفات مس بااستفاده از دستگاه طیف نور سنج فوق بنفش –مرئی 

هدف آزمایش: بررسی قانون بیر-لامبرت

 وسایل ومواد مورد نیاز: سولفات مس(II)0.1مولاربه مقدار50میلی لیتر، محلول آمونیاک4.5مولار، دستگاه طیف نور سنج فوق بنفش –مرئی وسلولهای آن، بالن 50میلی لیتری(6عدد)، پیپت5و10میلی لیتری.

شرح آزمایش: شش بالن 50میلیلیتری رابا B،1،2،3،4و5 علامت گذاری کردیم سپس مقدار 5میلی لیترمحلول آمونیاک 4.5مولار به هریک اضافه کردیم. به بالنهای1تا5 به ترتیب مقدار 2.5،5،7.5،10،12.5میلیلیترمحلول سولفات مس اضافه کردیم وبالنها را با آب مقطر به حجم رساندیم سپس دستگاه طیف نور سنج را روشن کرده وجذب محلول شماره4 رادر محدوده500الی 700نانومتر به فواصل 25نانومتر اندازه گیری کردیم ودرجدول ثبت کردیم.

nm,λ

500

525

550

575

600

625

650

675

700

A

0.125

0.207

0.282

0.341

0.358

0.341

0.318

0.267

0.223

T%

74.9%

62%

52.2%

45.6%

43.8%

45.6%

48%

54%

59.8%

 طرز کار بدین طریق بود که ابتدا یکی ازسلولها را از محلول بلانک پر کرده و دیگری را از محلول شماره 4 و درهر مرتبه از اندازه گیری طول موج بوسیله سلول محتوی بلانک جذب دستگاه را صفر کردیم وسپس محلول نمونه را در دستگاه قراردادیم.باید دقت کرد که در هر مرحله باید توسط محلول بلانک جذب دستگاه صفر شود. پس ازتعیینmax   λدو اندازه گیری بالاتر وپایین تر از طول موج ماکسیمم تقریبی را نیز اندازه گیری کردیم که فاصله این طول موجها 5نانومتر بود. که بااندازه گیری جذب این طول موجها جدول زیرنیز تکمیل شد.

nm,λ

610

605

600

595

590

A

0.356

0.359

0.358

0.354

0.353

بعد از بدست آمدن طول موج ماکسیمم از جدول فوق، طول موج دستگاه را روی آن تنظیم کرده وجذب همه محلولها را اندازه میگیریم البته از محلول رقیق تر شروع کرده تا به محلول غلیظ رسیدیم. برای جذب نمونه مجهول ، در همین شرایط ودر همین طول موج جذب آن را اندازه گرفتیم وبا توجه به جذب بدست آمده از محلولهای معلوم و مقایسه  جذب نمونه مجهول با جذب محلولهای معلوم توانستیم مقدار سولفات مس موجود در نمونه مجهول را بدست آوریم.

محلول

B

1

2

3

4

5

X

غلظت

0

0.1

0.2

0.3

0.4

0.5

X

جذب

0.002

0.077

0.176

0.248

0.357

0.425

0.272

نتیجه:حجم محلول مجهول 8.07میلی لیتربدست آمد.

منابع خطا:

1.خطاهای دستگاهی .

 2.خطا در هنگام ساختن محلول استاندارد.

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

*بسم الله الرحمن الرحیم*

گزارش کار آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی

آزمایش (3):

طیف نورسنجی فوق بنفش-مرئی

نام آزمایش: تجزیه طیف نور سنجی مخلوط پتاسیم پرمنگنات وپتاسیم دی کرومات

وسایل ومواد مورد نیاز: محلول سولفوریک اسید0.5مولار ، آب مقطر، محلول پتاسیم دی کرومات 0.004مولار، محلول پتاسیم پرمنگنات0.004مولار، محلول مجهول مخلوط پتاسیم دی کرومات وپتاسیم پرمنگنات، دستگاهSpectrophotometer، بالن 50میلی لیتری(7عدد)، بالن 100میلی لیتری(2عدد) ، بالن500میلی لیتری(1عدد)، پیپت (3عدد)،استوانه مدرج.

تئوری آزمایش:  در واقع از طیف نور سنج فوق بنفش –مرئی برای تجزیه نمونه های حقیقی مانند آلیاژها، سنگهای معدنی، منابع آب وغیره استفاده میشود، که ممکن است دو یا چند جزءجذب کننده تابش داشته باشند. در چنین مواقعی چندین حالت امکان پذیر است.

1.بدون مزاحمت: چنانچه نمونه دارای دو جزء جذب کنندهX وYاست،وطیف جذبی آنها  هیچگونه همپوشانی با یکدیگر نداشته باشند،در اینصورت 1λرابرای جسم Xطوری انتخاب میکنیم که درآن جسمYهیچگونه جذبی نداشته باشد و2λ رابرای جسم Yطوری انتخاب میکنیم که در آن جسم  Xهیچگونه جذبی نداشته باشد. بنابراین،XوYبدون مزاحمت برای هم تعیین مقدار میشوند.

2.مزاحمت انفرادی: جسمYقسمتی از تابش جذب شده توسط Xرا جذب میکند ولذا  طیف آن با طیف جسمXهمپوشانی دارد. که دراینصورت گونه Yمزاحمتی برای اندازه گیری گونهXدر طول موج 1λایجاد نمیکند، اما ترکیب Xبرای اندازه گیری ترکیب Yدرطول موج2λمزاحمت ایجاد میکند. بنابراین، ترکیب Xمستقیماًدر طول موج 1λتعیین مقدار میشود،سپس با توجه به غلظت معلوم ترکیبXو اندازه گیری ضریب جذب مولی آن از قبل در طول موج2λ،میزان جذب آن در طول موج1λ محاسبه میشود. این مقدار، از جذب مخلوط در طول موج 2λ کم میشود تا مقدار جذب ترکیب Yدر این طول موج بدست آید. سپس غلظت ترکیب Yبه روش مرسوم تعیین میشود.

3.مزاحمت کامل:در این مورد طیف جذبی دو گونه XوYهمپوشانی کامل دارند و هیچکدام از دو ترکیب را نمیتوان بدون مزاحمت دیگری اندازه گیری کرد. بنابراین ، لازماست یک دستگاه معادله دو مجهولی تشکیل داد و آنها را با یکدیگر حل کرد. این دستگاه دو معادله و دو مجهول به شکل زیر است و برای CXوCYحل میشود.

A1=εx1bCX+εY1bCY

A2=εx2bCX+εY2bCY

پتاسیم دی کرومات و پتاسیم پرمنگنات در ناحیه مرئی و فوق بنفش طیف الکترو مغناطیس، جذب دارند. با توجه به اینکه طیف جذبی این دو جسم روی یکدیگر می افتند، هریک مزاحم دیگری است. در این آزمایش روی طیف نورسنجی مناسب اندازه گیری این دو ترکیب را همراه یکدیگر بررسی میکنیم. 

شرح آزمایش:شش بالن حجم سنجی 50میلی لیتری رابا P3,P2,P1,D3,D2,D1علامت گذاری کردیم.5میلیلیتر از محلول استاندارد پتاسیم دی کرومات به بالن D1،10میلی لیتر به بالن D2و15میلیلیتر به بالن D3منتقل کرده و آنها را با سولفوریک اسید 0.5نرمال به حجم رساندیم. همچنین به ترتیب 5،10و15میلی لیترمحلول استاندارد پتاسیم پرمنگنات به بالنهای  P3,P2,P1منتقل کرده و آنها را با سولفوریک اسید 0.5نرمال به حجم رساندیم. در این آزمایش از محلول اسید سولفوریک 0.5نرمال بعنوان محلول بلانک استفاده کردیم. سپس هر کدام از نمونه های P3,P2,P1,D3,D2,D1 را در طول موجهای 440و525 اندازه گیری کردیم ونتایج را در جدول ذیل وارد نمودیم.

جذب در دو طول موج

غلظت

M×10-4

محلول

525                                           440

0.02

0.17

4

D1

0.028

0.345

8

D2

0.036

0.505

12

D3

0.4

0.068

4

P1

0.734

0.11

8

P2

1

0.171

12

P3

0.888

0.233

مجهول

مجهول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محاسبات:

λ525→  A=εpCpb+εDCDb     →0.888=833.5Cp+29CD

λ440→  A=εpCpb+εDCDb     →0.233=138.5Cp+422.5CD

b=1cm      Cp=1×10-3             CD=2×10-4

 

منابع خطا:

1.خطاهای دستگاهی که مربوط به دقت دستگاه اسپکتروفتومتر میباشد.

2.خطای فرد در تهیه محلولها.

3.خطای ترازوی آنالیتیک.

رفرنس:

1.کتاب آزمایشگاه شیمی تجزیه دستگاهی.

2. کتاب شیمی تجزیه دستگاهی.

تاريخچه مختصر شيمي(گردآورندگان:شفیعه شفیعی،مریم مردان پور،سمیرا معصومی)

تاريخچه مختصر شيمي

شيمي يكي از علومي است كه هموراه در زندگي بشر دخالت كامل داشته و وارد و به اندازه كه تمدن كنوني بيشتر شود دخالت آن در شئون مختلف زندگي نيز زيادتر خواهد شد. ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه پر از مواد شيميايي گوناگون است. بعضي از اين مواد مانند آب كاملاً برايمان آشنا است اما بسياري مواد ديگر وجود دارند كه چندان آشنا نيستند. واقعيت آن است كه ما از هر لحاظ با مواد شيميايي روبرو هستيم. لباسي كه مي پوشيم، غذايي كه مصرف مي كنيم، كاغذي كه مطالب را روي آن مي خوانيم همگي مواد شيميايي به شمار مي روند. علم شيمي از اجسام و خواص و ساختمان آنها و واكنشهايي كه آنها را به اجسام ديگر تبديل مي نمايد بحث مي كند. طي هزاران سال، دانش شيمي تنها منحصر به تهيه اكسيرها، عطرها و جوهر هاي پاره اي از فلزات بود. يونانيان قرن پنجم كه همواره در صدد پي بردن به رموز و اسرار طبيعت بودند آب را كه مايه حيات ساير موجودات است عنصري ساده مي پنداشتند حال آنكه آب تركيبي از دو عنصر ساده اكسيژن و هيدروژن است.
فكر اوليه وجود عناصر ساده ابتدا از امپدوكل و سپس از ارسطو مي باشد. ارسطو معتقد بود كه چهار عنصر آب، هوا، خاك و آتش مظهر خواص اصلي از قبيل رنگ، استحكام و حالت اجسام مي باشند و از تركيب آنها مواد گوناگون به وجود مي آيد.
شيمي در طول تاريخ طولاني و تكاملي خود دورانهاي گوناگوني را پشت سر گذاشته كه مي توان آن را به سه بخش عمده تقسيم كرد: دوران باستان كه هنوز شيمي به صورت يك علم مشخص درنيامده بود. دوران كيمياگري از آستانه پيدايش مسيحيت تا سالهاي 1700 ميلادي و دوران شيمي جديد.

در سراسر دوران تاريك قرون وسطي دانش شيمي نيز همچون ديگر رشته هاي علوم پيشرفت قابل ملاحظه اي ننمود. كشف الكل و جوهر گوگرد به وسيله كيمياگر ايراني محمد زكرياي رازي و كشف فسفر در سال 1675 ميلادي توسط براند آلماني از آثار دوره كيمياگري است. كيمياگري تنها در اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هجدهم بود كه به صورت دانشي حقيقي و واقعي به نام شيمي در آمد. رابرت بويل انگليسي نخستين كسي بود كه دليرانه با نظرات و عقايد قدما درباره وجود عناصر چهارگانه و تبديل فلزات مخالفت نمود. به عقيده بويل عنصر جسمي است غيرقابل تجزيه و از تركيب آنها اجسام مختلف پديد مي آيد. نظريات بويل در كتاب شيميدانان شكاك كم و بيش يادآور نگرش ابن سينا در كتاب «ابطال كيميا» است كه در شش قرن پيش از آن به رشته تحرير درآورد. ژوزف بلاك شيميست اسكاتلندي در سال 1757 گاز كربنيك را به دست آورد و آن را هواي ثابت ناميد. ژوزف پريستلي انگليسي در سال 1774 گاز اكسيژن را ضمن حرارت دادن اكسيد قرمز جيوه براي نخستين بار تهيه كرد. هنري كاوانديش دانشمند انگليسي نيز در سال 1766 هيدروژن خالص را كشف نمود و خواص آن را معلوم و مشخص نمود. برگمان شيميست سوئدي اين نظر را ارائه كرد كه هوا مخلوطي از سه گاز است. هواي معيوب (ازت)، هواي خالص (اكسيژن) و اسيد هوايي (گاز كربنيك) بالاخره شارك گيوم سئل شيميست ديگر سوئدي درباره بي اكسيد منگنز مطالعاتي كرد و همين موضوع راهنماي او براي تهيه اكسيژن گرديد. لاووازيه كه در حقيقت بنيانگذار شيمي جديد محسوب مي شود گامهاي بلندي در راه آزمايش و پژوهش علمي برداشت. كشف گازهاي اكسيژن و هيدروژن به لاووازيه اين امكان را داد كه به تفسير علمي درستي براي پديده سوخت و ارتباط آن با هوا نائل آيد. لاووازيه ثابت نمود كه عمل سوختن تركيب جسم است با اكسيژن و در اين مورد يكي از قوانين اصلي شيمي يعني اصل بقاء ماده را به شرح زير وضع كرد:
هيچ چيز از بين نمي رود و هيچ چيز خلق نمي شود. در تمام واكنشهاي شيميايي مجموع وزنهاي مواد پيش از فعل و انفعال شيميايي مساوي وزنهاي مواد به دست آمده است.

در آغاز قرن هجدهم يعني در سال 1800 ميلادي ولتا فيزيكدان انگليسي نخستين پيل را كشف كرد و از آن پس الكتروشيمي در دسترس جهانيان قرار گرفت. ديوي انگليسي از تجزيه الكتريكي پتاس مذاب فلز پتاسيم و سپس از سود گداخته فلز سديم را به دست آورد. او با تجزيه الكتريكي ثابت كرد كه برخلاف عقيده لاووازيه كه اكسيژن را عامل ترشي مي ناميد تمام اسيدها اكسيژن ندارند. همچنين وهلر آلماني در آغاز اين قرن با استفاده از پتاسيم موفق به كشف آلومينيوم گرديد و از آن پس عناصر يكي پس از ديگري پيدا شدند. در اواخر نوزدهم ديمتري مندليف شيميست نابغه روس با تنظيم جدول تناوبي معروف خود عده زيادي از عناصر را از خاصيت تكرار اتمها پيش بيني كرد و با كشف آنها شيمي در رديف علوم مدرن و درجه اول قرار گرفت. بالاخره در حدود سال 1760 برتلو شيميست بزرگ فرانسوي توانست از تركيب مستقيم كربن و هيدروژن استيلن را تهيه نمايد. شيمي جديد به عنوان يك علم نظام يافت طي 200 سال گذشته شكل گرفت و از همان آغاز به كلي از شيوه هاي كيمياگري دور شد. از آغازقرن نوزدهم تا كشف و نوآوري در علم شيمي و كاربردهاي آن در تكنولوژي و زندگي با سرعت هرچه تمامتر ادامه دارد.

مجموعه رشته شيمي (شيمي محض، شيمي کاربردي، شيمي دبيري) در مقاطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتري از مجموعه رشته هاي علوم پايه است. که اهميت و جذابيت خاص خود را داراست. بدون شک علوم پايه، پايه تمامي علوم و کاربردها در جامعه است. کار در زمينه علوم پايه و تحقيقات و سرمايه گذاري در آن جزو افتخارات خاص هر ملتي است. اين رشته توسط داوطلبان آزمون سراسري که در گروههاي رياضي و تجربي تحصيل کرده اند انتخاب مي گردد. سابقه طولاني اين علم در زندگي بشر گوياي اهميت خاص آن براي اوست. اين علم در طول تاريخ، بخصوص در دهه هاي اخير،توسعه روز افزوني را طي نموده است. اختصاص جوايز بزرگ در سطح جهاني به اين رشته (از جمله جايزه نوبل) گوياي اهميت شايان اين رشته تحصيلي است. علم شيمي پايه اي است براي ديگر علوم تجربي، به طوري که امروز، گستردگي علم شيمي به حدي است که نمي توان آن را از شاخه هاي ديگر تحصيل مجزا و حد و مرزي براي آن مشخص نمود. اهميت و کاربرد شيمي در پزشکي، دارو سازي، کشاورزي، صنايع غذايي، علم مواد، راه و ساختمان، صنايع پلاستيکي، رنگ و رزين و... بر هيچ کس پوشيده نيست.

پيشرفتهاي اخير ايران در توسعه کارخانجات مادر مانند پتروشيمي، پالايشگاه، صنايع پلاستيکي، صنايع غذايي و دارويي نيز توجه خاص به اين رشته را ايجاب مي کند. افزايش سطح کيفيت محصولات، اعمال استانداردهاي مطلوب، همگي نياز به ارتقاي دانش شيمي دارد. يک آزمايشگاه خوب در هر موسسه و کارخانه اي با يک شيمي دان خوب مي تواند بازدهي مطلوبي داشته باشد. اغلب آزمايشگاههاي کارخانجات مادر يا کارخانجات تبديلي معتبر در کشور توسط متخصصان و کارشناسان شيمي اداره مي شود. با عنايت به گسترش فراگير فرآيند توليد و توسعه، در کشور، توجه بيشتر به علم شيمي از ضروريات محسوب مي گردد. در حال حاضر، رشته شيمي در مقطع کارشناسي در سه گرايش: شيمي محض، شيمي کاربردي و شيمي دبيري در اغلب دانشگاههاي کشور ارائه مي گردد. خوشبختانه مقاطع تحصيلات تکميلي در گرايشهاي متفاوت اين رشته، در تعداد قابل توجهي از دانشگاههاي مملکت داير است و با توجه به سابقه طولاني رشته شيمي در دانشگاههاي ايران، توان علمي متخصصان اين رشته در وضعيت مطلوب و قابل قبولي است.


تعريف و هدف

دوره کارشناسي شيمي يکي از دوره هاي آموزش عالي است که داراي سه شاخه: شيمي محض، شيمي کاربردي و شيمي دبيري مي باشد. هدف آن، آموزش و تربيت کارشناسان متخصص در زمينه هاي آموزش شيمي در دوره هاي مختلف دبيرستاني، راهنمايي و تربيت کمک پژوهشگر، آماده نمودن دانشجويان براي ورود به دوره کارشناسي ارشد و دکتري در ارتباط با تربيت کادر آموزشي و پژوهشي مورد نياز دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي و تربيت متخصصان مورد نياز صنايع شيميايي کشور است.
کارشناسان شيمي علاوه بر داشتن واحدهاي مشترک درسي، واحدهاي اختصاصي شاخه خاص خود را مي گذرانند؛ البته دانشجويان براي انتخاب 15 واحد درسي حق انتخاب و آزادي عمل دارند (به جز گرايش دبيري که 3 واحد انتخابي دارند). با انتخاب درست اين واحدها، دانشجويان در گرايش تخصصي تري مانند: شيمي فيزيک، شيمي تجزيه، شيمي آلي، شيمي معدني، شيمي پليمر، بيوشيمي و ديگر گرايشها اطلاعات تخصصي تري را کسب مي نمايند.


اهميت و جايگاه در جامعه


شيمي تنها علمي است که 104 عنصر طبيعت را همراه نام خود دارد و بررسي خواص، ساختمان، ترکيبات و اهميت آنها در محدوده علم شيمي است. از آن جايي که جهان مادي از اين عناصر تشکيل شده است، هيچ چيز در هيچ جا نمي توان يافت که بي نياز از علم شيمي باشد. به عبارت ديگر، آثار شيميايي در تمام کائنات يافت مي شود؛ به طوري که اگر لحظه اي فعاليتهاي شيميايي از کائنات حذف شود،بلافاصله همه چيز متوقف خواهد گرديد؛ ديگر نوري از خورشيد ساطع نخواهد شد،حياتي نخواهد بود، سوخت و سازي در بدن جانوران و گياهان انجام نخواهد گرفت و ... . همه تحولات مادي در جامعه به شيمي وابسته است. اگر واکنشهاي شيميايي نباشند هيچ گونه توليدي رخ نمي دهد، هيچ فعاليت اقتصادي وجود نخواهد داشت و هيچ ماده اي نخواهد بود که ساخت و سازي انجام گيرد.


مجموعه آنچه بيان شد نشانگر اهميت شيمي و فرآيندهاي آن در جامعه است. فعاليتهاي عمده جامعه از جمله: کاربرد نفت، گاز، پتروشيمي، لاستيک، پلاستيک، صنايع غذايي، صنايع نساجي، دارويي، کشاورزي و... همگي شيميايي هستند. افرادي که در جهان در ارتباط با علم شيمي کار مي کنند بدون شک بيشتر از تمام علوم ديگر هستند.

 

Safety data for potassium permanganate

Safety data for potassium permanganate

 


General

Synonyms: chameleon mineral, CI 77755, Condy's crystals, permanganate of potash, cairox
Molecular formula: KMnO4
CAS No: 7722-64-7
EC No: 231-760-3
Annex I Index No: 025-002-00-9

Physical data

Appearance: dark purple to bronze crystals
Melting point: ca. 150 C (decomposes)
Boiling point:
Specific gravity: 2.70
Vapour pressure:
Flash point:
Explosion limits:
Autoignition temperature:

Stability

Stable, but contact with combustible material may cause fire. Substances to be avoided include reducing agents, strong acids, organic material, combustible materials, peroxides, alcohols and chemically active metals. Strong oxidant.

Toxicology

Harmful if swallowed. Irritant. Readily absorbed through skin.

Toxicity data
(The meaning of any abbreviations which appear in this section is given here.)
ORL-RAT LD50 1090 mg kg-1
ORL-WMN LDLO 100 mg kg-1
ORL-MUS LD50 2157 mg kg-1
ORL-GPG LD50 1151 mg kg-1

Risk phrases
(The meaning of any risk phrases which appear in this section is given here.)
R8 R22

Transport information

(The meaning of any UN hazard codes which appear in this section is given here.)
UN No 3214. Hazard class 5.1. Packing group II.

Personal protection

Safety glasses. Adequate ventilation.

Safety phrases
(The meaning of any safety phrases which appear in this section is given here.)
S17 S26 S36 S37 S39 S45.

 


This information was last updated on October 7, 2004. Although we have tried to make it as accurate and useful as possible, we can take no responsibility for its use or misuse.

برای مشاهده ترجمه روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

آشنايي با برخي معرفهاي آزمايشگاهي

آشنايي با برخي معرفهاي آزمايشگاهي:******

معرف تالنز:Tollens Reagent))

از اين معرف براي شناسايي آلدهيد ها استفاده ميشود. البته اين معرف به آسيلوئينها- دي فنيل آمينها-آلفا نفتول و برخي فنلها نيز جواب مثبت ميدهد.چون اين معرف اگر خيلي بماند احتمال انفجار دارد بنابراين هميشه بايد به مقدار مورد نياز تهيه شود و اگر اضافي آمد دور ريخته شود.

براي تهيه اين معرف در يك لوله آزمايش 2 ميلي ليتر از محلول نيترات نقره 5% بريزيد.سپس 1 قطره از محلول 10% سود به آن بيفزاييد.

به اين لوله قطره قطره آمونياك 2% اضافه كنيد تا اكسيد نقره را حل كند و وقتي اكسيد نقره حل شد ديگر آمونياك اضافه نكنيد.

معرف آمونيوم هگزانيتراتو سريم(IV):

از اين معرف براي شناسايي عامل OH الكلي استفاده ميشود.براي تهيه اين معرف ابتدا 13 ميلي ليتر اسيد نيتريك غليظ را به 400 ميلي ليتر آب مقطر اضافه كرده و مقدار 6/109 گرم آمونيوم هگزانيتراتو سريم را بدان اضافه كنيد و تكان دهيد تا حل شود.سپس حجم محلول را با آب مقطر به 500 ميلي ليتر برسانيد. اين معرف تا يك ماه قابل استفاده است.

معرف لوكاس:Lucas Reagent))

همانطور كه ميدانيد از اين معرف براي شناسايي نوع الكلها استفاده ميشود و در واقع الكلهاي نوع سوم سريعا با اين معرف واكنش ميدهند ولي الكلهاي نوع دوم واكنشي كند داشته و الكلهاي نوع اول واكنشي ندارند.

براي تهيه اين معرف 136 گرم كلريد روي بدون آب را در 105 گرم اسيد كلريدريك غليظ همراه با سرد كردن حل كنيد.

معرف تست يدوفرم:

از اين معرف براي شناسايي متيل كتونها استفاده ميشود.البته اتانل و متيل كاربينولها هم با اين معرف واكنش ميدهند. براي تهيه اين معرف 200 گرم يديد پتاسيم و 100 گرم يد به 800 ميلي ليتر آب مقطر اضافه كنيد و هم بزنيد تا كاملا حل شود.

معرف آب برم:

از اين معرف براي تشخيص وجود فنل استفاده ميشود. براي تهيه آن 15 گرم پتاسيم برومايد را در 100 ميلي ليتر اضافه كنيد و سپس 10 گرم برم به آن بيفزاييد.

 

فرصتهای شغلی رشته شیمی

بنام خدا

فهرست مطالب

مقدمه......................................................................1

معرفی شیمی..........................................................1

هدف از وجود رشته شیمی در دانشگاه.....................2

تفاوت گرایشهای محض و کاربردی.........................2

تواناییهای فارغ التحصیلان...................................3

وضعیت ادامه تحصیل...........................................5

تواناییهای مورد نیازوقابل توصیه...........................5

فرصتهای شغلی...................................................6

اشتغال زایی.....................................................7

ادامه نوشته

Safety data for ammonium hydroxide

 

Safety data for ammonium hydroxide

 


 

General

Synonyms: ammonia solution (typically contains between 12% and 44% ammonia before dilution), dilute ammonia, concentrated ammonia, ammonia aqueous, ammonia water. Molecular formula: NH4OH
CAS No: 1336-21-6
EC No: 215-647-6
Annex I Index No: 007-001-01-2

Physical data

Appearance: colourless liquid
Melting point:
Boiling point: between 38 and 100 C depending upon concentration
Vapour density: 1.2
Vapour pressure: 115 mm at 20 C (depends on solution strength)
Specific gravity: typically 0.9 (depends on solution strength)
Flash point: none
Explosion limits: 16 - 27%
Autoignition temperature: 651 C

Stability

Stable. Incompatible with copper, copper alloys, acids, galvanised iron, zinc, aluminium, bronze, dimethyl sulphate, mercury, alkali metals.

Toxicology

Concentrated solution is extremely damaging to eyes. Even contact with dilute ammonia solution can lead to serious eye damage. Toxic if swallowed; harmful if inhaled and in contact with skin. Very destructive of mucous membranes. Corrosive - causes burns. Lachrymator. Typical TLV 25 ppm. Typical STEL 35 ppm. Typical PEL 50 ppm.

Toxicity data
.(The meaning of any toxicological abbreviations which appear in this section isبرای دریافت ترجمه روی ادامه مطالب کلیک کنید

ادامه نوشته

اولین کیمیا گران اسلام

آغاز كيمياگري اسلامي با اسامي مرداني همراه است كه احتمالا خود كيمياگر نبوده‌اند، اما با گذشت زمان و فرارسيدن قرن دهم ميلادي ، كيمياگران شهيري از ميان آنان برخاستند كه علاوه بر تفكراتشان ، نوشتارهاي كاملا جديد و نويني خلق كردند.

 
ادامه نوشته

گلوکز

گلوکز

گلوکز ، یکی از قندهای مونوساکارید (تک قندی) است که به نامهای D- گلوکز ، D- گلوکوپیرانوز ، قند انگور ( grape Suger )، قند ذرت ( Corn Suger )، دکستروز و سرلوز (Cerelose) نیز نامیده می‌شود. دارای فرمول عمومی C۶H۱۲O۶ است و با داشتن عاملOH بخوبی در آب محلول است. واکنش اکسیداسیون آن در سیستم حیاتی جانوران اتفاق می‌افتد و به همراه تولید آب و CO۲ مقدار زیادی انرژی پدید می‌آورد.

Bottom of Form

ادامه نوشته

شیمی کوانتومی(گرد آورنده: تابنده)

شیمی کوانتومی

دید کلی

شیمی کوانتومی ، دانش کاربرد مکانیک کوانتومی در مسایل مربوط به شیمی است. اثر شیمی کوانتومی ، در شاخه‌های وابسته به شیمی قابل لمس است. مثلا:

v      علمای شیمی فیزیک ، مکانیک کوانتومی را (به کمک مکانیک آماری) در محاسبات مربوط به خواص ترمودینامیکی (مانند آنتروپی و ظرفیت حرارتی) گازها ، در تفسیر طیفهای مولکولی به منظور تائید تجربه خواص مولکولی (مانند طولها و زوایای پیوندی) ، در محاسبات نظری خواص مولکولی ، برای محاسبه خواص حالات گذار واکنشهای شیمیایی به منظور برآورد ثابتهای سرعت واکنش ، برای فهم نیروهای بین مولکولی و بالاخره برای بررسی ماهیت پیوند در جامدات بکار می‌برند.

v      علمای شیمی آلی از مکانیک کوانتومی ،‌ برای برآورد پایداریهای نسبی مولکولها ، محاسبه خواص واسطه‌های واکنش ، بررسی ساز و کار واکنشهای شیمیایی ، پیش بینی میزان ترکیبات و تحلیل طیفهای NMRاستفاده می‌کنند.

v      علمای شیمی تجزیه از مکانیک کوانتومی برای تفسیر شدت و فرکانسهای خطوط طیفی استفاده می‌کنند.

v      علمای شیمی معدنی از نظریه میدان لیگاند که یک روش تقریبی مکانیک کوانتومی است، در توضیح خواص یونهای مرکب فلزات واسطه سود می‌برند.

ادامه نوشته